نجات دهيم . . .
جوهر بحث كه ما آن را حفظ نموديم عبارت است از :
اهتمام براى تحقيق يك شيوهء تحليلى در مسير پژوهش و بررسى « پديدهء قرآنى » ، شيوهاى كه از بُعد عملى ، هدفى مزدوج را محقّق مىسازد :
1 - براى جوانان مسلمان فرصت تأمّل دقيق و پويايى را در دين ممكن مىسازد .
2 - اصلاح مناسبى را در سبكهاى كهن و متدهاى كلاسيك تفسير قرآن كريم ، به اقتراح مىگذارد .
و اين دو مهم در واقع به عوامل گوناگونى برگشت مىكنند كه برخى از آنها مربوط به تحوّل فرهنگى است كه در شكلى عمومى در جهان اسلام رخ نموده است ، و بعضى از آنها مربوط به عنصر ديگرى مىباشند كه ممكن است ما آن را در شكلى ويژه « تحوّل و دگرگونى نظرات خويش در مشكلهء اعجاز قرآن » نام نهيم . . .
و اينك اين « عوامل » را به ترتيب زير بر مىشمريم :
الف - عوامل تاريخى :
شايستهء توجّه شايان است كه تحوّل فرهنگى در جهان اسلام مرحلهء بسيار خطير و حسّاسى را مىگذراند ، زيرا « نهضت اسلامى » انديشهها و جهتگيريهاى فنّى خويش را ( بهويژه از طريق كشور مصر ) ، از « فرهنگ غربى » دريافت مىدارد !
بديهى است اين انديشههاى تكنيكى « تنها برفنومن » هاى حيات فكرى جديد ( كه جوانان مسلمان آنها را جزء به جزء اقتباس كرده ) بسنده ننموده ، بلكه به طريق پيچيده و مرموزى آنچه كه در رابطهء با « عقيده و فكر » ، « نفس و روح » ، و در يك كلام آنچه را كه در ارتباط با « حيات معنوى » انسان مطرح مىباشد ، در برگرفته است .
و شگفت آور آنكه مشاهده مىكنيم بسيارى از جوانان مسلمان روشنفكر اين عصر مىخواهند « عناصر فرهنگى » مربوط به باورهاى دينى ، و احياناً در ارتباط با انگيزههاى روحى خويش را از خلال كتابها و نوشتارهاى كارشناسان اروپايى بگيرند ؟ !
البتّه « بررسىهاى اسلامى » كه امروز با خامهء بزرگانى از خاورشناسان در اروپا ظهور نموده است ، واقعيّتى است غيرقابل انكار ، ولى جاى اين سئوال هست كه : آيا ما « موقفى » را كه اين واقعيّت در حركت اسلامى جديد سرزمينهاى اسلامى ، اشغال