اصلاح پايان امّت اسلامى ، به اصلاح آغاز آن !
. . . اين بود تاريخ كوتاهى پيرامون عوامل وانگيزههايى كه مرا از ديرگاه در آستانهء « شعرجاهلى » متوقّف ساخت . . .
سپس ميان دانشمندان علم بلاغت و شيوهاى را كه من كشف نموده و بيان داشتم ، حايلى بهوجود آمد و حال آنكه بر آنها و ما ضرورى مىنمود كه در رابطه با پژوهش و كنكاش پيرامون « اعجاز قرآن » شيوهاى را برگزينيم ، تحقيق و پژوهشى كه سالم و پيراستهء از آفات باشد .
آرى ، اين بود تاريخ فشرده و بسيار مختصرى فراديد كسانى كه در عصر جديد مىخواهند از آن پيروى نمايند . . . در عصرى كه « شعر جاهلى » چونان بازيچهاى در دست هركس كه به هرحال زبانى دارد و با آن سخن مىگويد ، قرار گرفته و سايهاى از ظلمت و اندوه و تأسّف بر تحقيقات محقّقان جديد دانشگاهى و غيردانشگاهى افكند ، آنگاه كه فىالمثل يكى از اين پژوهشگران شعر مزبور را مورد بررسى خويش قرار مىدهد ، شعرى كه بههنگام رسالت پيامبر ( ص ) و فرو فرستادن پروردگار قرآن را بر نبىّ خويش بر آن بيان ، نورى بود كه تاريكهاى جاهليّت توسّط آن روشن مىگرديد و اهل جاهليّت چونان اعتكاف بتپرستان براى بت در برابر « بيان » آن معتكف گشته و در مقابل آيات آن خاشعانه سجده نموده كه هيچگاه در برابر بتهاى خويش اين