رويه و شكل ، مورد اصلاح و تعديل قرار گرفته تا اينكه با مقتضيات « انديشههاى جديد » همسان و هماهنگ گردد . . . »
سپس اينطور ادامه مىدهد :
« . . . از ديرگاه تا اين زمان مسئلهء « اعجاز قرآن » بر برهانى روشن و متعالى يعنى بر « بلندى و تعالى كلام الله » ، برتر از كلام بشر ، قرار داشت . سپس تفسير به متد جديد « تحقيق اسلوبى » پناه برد تا براى « اعجاز قرآن » زيربنا و اساسى عقلى قرار دهد و از تطبيق نتايج « تئورى مارگيلوث » برمىآيد كه وى مىخواهد چنين « پايه و بنيادى » را وسعت بخشد و همگانى سازد و از اينجاست كه « مشكلهء تفسير » بر شالودهء خطير و پراهميّتى نسبت به مقايسه با « اعتقاد مسلمان » قرار مىگيرد ، يعنى ( برهان اعجاز قرآن در بينش و انديشهء يك مسلمان « 1 » . . . »
بعد از اين « مالك » به جانب اين حكم كشيده مىشود :
« . . . حق اين است كه هيچ مسلمانى بهويژه در بلاد و سرزمينهاى غير عربى يافت نخواهد شد كه امكان يابد ميان يك آيهء قرآن و يك فقره و فراز نثر موزون و يا يك قطعه و فقره شعر قافيهدار ( مقفات ) ، مقارنه و مقايسهاى موضوعى ( خارجى - عينى « 2 » برقرار سازد .
خود ما ( اعراب ) از زمانهاى طولانى و دراز هنوز در ذوقهاى ( ادبى ) خويش برجستگى و نبوغ « لغت عربى » را آنطور كه بايد نچشيدهايم تا بتوانيم از تطبيق و مقايسهء ( فراز و قطعات ادبى ) به نتيجهء عادلانه و حكيمانهاى دست يازيم .
من دوست دارم اين مقاله را مورد نقد و مناقشه قرار دهم تا خواننده را در مسير قرار دادن كتاب « پديدهء قرآنى » در جايگاهى كه شايسته و سزاوار است ، يارى رسانم و نيز براى او ( خواننده ) در حالى كه اين كتاب را مىخواند « معالم الطريق » ، نشانهها و بيرقهاى راه ، روشن گردد ، . . و همچنين از دلائل و براهين كتاب قدرت و نيرويى برگيرد تا او را در راه ساختن بنيادى محكم و شالودهاى مستحكم كه عقيده و
هامش
( 1 ) . كه همان برهان روشن و پايهء محكمى است كه ديرگاه در معتقدات مسلمان مؤمن پايگاهى اصيل را دارا بوده و نسبت به آن هيچگونه ترديدى روا نمىداشته است : برترى و بلندى كلام خدا نسبت به كلام مخلوق ؟ / مترجم /
( 2 ) . مقارنه و تطبيق موضوعى و خارجى عبارت از همان متد پوزيتوليسم يا روش تحقيقى است ، روشى كه فنومنها و پديدههاى عينى را تنها در مقياسهاى تجارب حسّى و علوم تحقّقى ارزيابى مىكند . . . اين اصطلاح براى نخستين بار به فلسفه و تعاليم اوگوست كنت دانشمند فرانسوى قرن نوزدهم اطلاق گرديد كه هرگونه مذهب فلسفى مربوط به ماوراء الطّبيعه را مورد انكار قرار مىداد و سپس نسبت به هرگونه سبك و متد پژوهشى كه روش تحقيقى خويش را بر اصالت مادّه و عينيت خارجى بنا نهاده است ، روش پوزيتوليستى يا تحقّقى اطلاق گرديد . / مترجم /