پيامبر ( ص ) را مىيابيم كه به منظور انعكاس و تبين مصداق تاريخى اين دو آيه همسرش را به خانه بر مىگرداند . . .
« عايشه » از تشكّر امتناع مىورزد و در پاسخ به پدرش كه از وى مىخواست تا از محمّد ( ص ) سپاسگزارى كند ، پاسخ مىدهد :
« به خدا سوگند من ( به احترام او از ) جا بر نمىخيزم و جز خداوند عزّوجل كسى را سپاس نخواهم گفت « 1 » ؟ ! بهراستى كه نصوص اين تبرئه در ارتباط با دعوت پيامبر ( ص ) از اهمّيت ويژهاى برخوردار است . چرا كه علاوه بر ارزش ذاتى خود ، ديدگاه مستقيم و غير قابل انتظارى را از دو شخص نمايان مىسازد كه بهطور تصادفى ، به عنوان داور اين ارزش قرار داده شدهاند . يكى از اين اشخاص « عايشه » و ديگرى « صحابى « 2 » » است كه او را به كاروان ملحق كرده است .
اين دو شخص رسانندهء چه مقصود مهمّى هستند كه بدين روشنى در اين آيه گفته شده است كه : « زن زناكار » نمىتواند همسر كسى جز « مرد زناكار » باشد ؟ اين حكمى است مطلق تا نتواند با بينشهاى انسانى شخصى كه در احاطهء ابرهاى تيرهء شك و ابهام قرار گرفته است ( و مصلحتى بالاتر او را واداشته تا موضعى محتاطانه اختيار كند ) ، برخورد نمايد .
عقلى كه در پى كشف حقيقت و دقّت در قضاوت است ، نمىتواند تسليم شتابكارى شود و بىگناهى را به عقوبت رساند يا گناهكارى را ببخشايد .
بدينسان ، تناقضى آشكار ميان « ذاتى » محصور در احتياط و خويشتن دارى ، با احكام صريح و قاطع كه وحى آنها را نازل كرده ، براى ما جلوهگر مىشود .
هامش
( 1 ) . وَ اللهِ ما اقوم اليهِ فانّى لا احْمدُ الّا اللهِ عَزّ و جلّ - در صحيح بخارى از قول عايشه آمده است كه : « مادرم به من گفت براى او برخيز . . . سپس مىگفتم : . . . الخ . . » « ع - ش »
( 2 ) . نام اين صحابى را تواريخ « صفوان » ضبط كردهاند . / مترجم /