قرآن و شخصيّت پيامبر ( ص )
پس از تبيين و توضيح دربارهء استقلال « پديدهء قرآنى » و موضوع آن نسبت به « شخصيّت محمّد ( ص ) » ، در اين فصل كوشش خواهيم كرد تا در مورد ناهماهنگىهاى موجود و آشكار ميان گرايشهاى طبيعى پيامبر ( ص ) با آنچه كه در خلال دريافت وحى بر او عارض مىگشته به بحث بپردازيم .
بررسى اين تناقض و ناهماهنگى ، به خصايص ظاهرى كه ما تاكنون به تبيين و اثبات آن در قرآن پرداختهايم ، يعنى موضوعيّت و استقلال قرآن در ارتباط با « شخصيّت محمّد ( ص ) » ، روشنى بيشترى مىبخشد . نخستين نمونه براى اثبات اين ناهماهنگى آيهء 111 از سورهء « طه » مىباشد :
« ومشتاب به قرآن پيش از آنكه گذرانده شود به سوى تو وحى آن « 1 » » . . .
پيامبر ( ص ) در آغاز رسالت خود و در حالت دريافت وحى ، حافظهاش را به سختى به كار مىگرفته تا بتواند آيهها را به همان گونه كه نازل مىشد ، حفظ نمايد . اين حالت ، غريزى و ناگهانى بود ، مانند فردى كه به سخن ديگرى گوش مىسپارد تا بتواند سخن او را حفظ كند و براى اين مقصود گفتار متكلّم را در ضمير خود تكرار مىكند . بنابراين تكرار در حقيقت تمرينى غريزى و اساسى براى حافظ بهشمار مىرود و به اين خاطر به طور طبيعى از خود همين ذات ، در هر درجه از آگاهى كه باشد ، سرچشمه مىگيرد . بلكه گاهى مىتوانيم مثلًا سخنانى خيالى محض را در خواب تكرار كنيم ، امّا حالت دريافت وحى مانند حالت ميان بيدارى و خواب نيست . بهخصوص در مورد شخصيّت محمّد ( ص ) كه شايد بهطور ناگهانى به طريقى ارادى به تمرين دادن حافظهاش همّت مىگماشته ، به گونهاى كه در اين حالت قسمتى از آزادى و آگاهى خود را حفظ مىكرده است . اين نكته در ساختمان جسمى و بدنى او كاملًا مشهود بود . چون وى در وقت نزول وحى به حالت نشسته قرار مىگرفته و يا در تفكّرات و تعمّقات خود در آن هنگام ، به كار تكرار آيات وحى شده مىپرداخته است .
هامش
( 1 ) . سورهء طه آيهء 111 :وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ