را ترك مىگويد و به شهر « اخناتون » كه تازه آن را ساخته و معبد « آتون » خداى خورشيد ، خداى تازهاش ، قرار داده بود ، مىرود « 1 » » .
امّا اين دگرگونى مفهوم نخواهد بود مگر آنكه حادثهء حسّاس و شگفتانگيزى نيز اتّفاق افتاده باشد كه زندگى اين شخصيّت مصرى را عميقاً تحت تأثير خود قرار داده است . مثلًا چنين واقعهاى كه فرعون شاهد غرق شدن سپاهش بوده و يا خودش نيز نزديك بوده در درياى سرخ غرق شود و آنگاه خود ، چنآنكه قرآن مىگويد ، به طريقى از غرق رهايى يافته است . بهرحال اين موضوع به نجات جسمانى فرعون مربوط مىشود . زيرا فرعون به خداى موسى نمىگرايد بلكه مطابق سخنان دانشمندان تاريخ مصر باستان ، وى تحوّلى روحانى - وثنى اختيار مىكند « 2 » .
بنابراين مدارك « حيثى » چه سرنوشتى پيدا مىكند ؟ و خصوصاً مذهب ملكه چه بوده است ؟
طبيعى است كه دگرگونى حال فرعون نتايج فراوانى ، بهويژه در زندگى زناشويى او داشته است . زيرا همسر همچنان پرستشگر خداى « آمون » بوده ، در حالى كه شوهر كاهن خداى خورشيد مىشود . از اينجا مىتوان به اختلافى دينى ، سياسى و زناشويى پىبرده ، بدين صورت كه ايخناتون شاهزادهء حيثى را كه مىخواسته دست ملكهء نافرمان را بگيرد ، مىكشد تا بدين ترتيب فاجعهاى زناشويى و سياسى را رقم بزند .
اينك بايد ببينيم كه آيا ملكه در پايتخت اخناتون ( طيّبه ) ساكن بوده است يا نه ؟ زيرا پى بردن به اين نكته بر آگاهى ما به جنبهء سياسى و زناشويى از فاجعه مىافزايد . در هر حال قرآن در اين نقطه مطلقاً كتاب مقدّس را نقض نمىكند امّا بهرحال ، جزئيّاتى بر آن مىافزايد كه با اخبار دينى و هم با حقايق علمى سازگار است .
نمونهء ديگر : در روايت تورات از داستان توفان نوح از كوهى به نام « آرارات » نام برده مىشود . تفسيرهاى يهودى - مسيحى جايگاه اين كوه را در سرزمين « ارمنستان » ذكر كردهاند امّا قرآن اسم خاصّى بر اين كوه مىگذارد و آن « جودى » واقع در شهر موصل
هامش
( 1 ) . اين قسمت را پارنتون نيز در ص 42 كتاب خلاصهء تاريخ جهان باستان ذكر كرده است .
( 2 ) . بر خلاف آنچه كه در خلاصهء تاريخ جهان باستان ، تأليف : هيلردوپارنتون و ديگر منابع و مدارك مورد استناد محقّقان و مفسّران عهد قديم و عهد جديد ، آمده و نويسندهء اين كتاب ( مالك بن نبى ) را نيز تحت تأثير قرار داده است ، از ساير منابع و مآخذ مورّخان و پژوهشگران در مسايل و حوادث كشور مصر استفاده مىشود : فرعون معاصر حضرت موسى ( ع ) از نظر جسمانى نجات يافته و اين حادثه آنچنان در زندگى وى تأثير مىگذارد كه به نجات روحانى و توحيدى او منجر مىگردد ، همآنطور كه از قرآن كريم بر مىآيد . . .( حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَسورهء يونس / 90 ايخناتون به خداى موسى و بنى اسرائيل ايمان آورده و از حادثه غرق لشگريانش نجات يافته تا اينكه براى آيندگان عبرتى باشد . . .لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً. . .