وى گفتگو كردند .
( 16 ) و اين خبر را در خانهء فرعون شنيدند و گفتند برادران يوسف آمدهاند و به نظر فرعون و بندگانش خوش آمد .
( 17 ) و فرعون به يوسف گفت برادران خود را بگو چنين بكنيد چهارپايان خود را بار كنيد و روانه شده به زمين كنعان برويد .
( 18 ) و پدر و اهل خانههاى خود را برداشته نزد من آييد و نيكوتر زمين مصر را به شما مىدهم تا از فربهىِ زمين بخوريد .
( 19 ) و تو مأمور هستى اين را به ايشان بگويى كه اين كار را بكنيد عرّابهها از زمين مصر براى اطفال و زنان خود بگيريد و پدر خود را برداشته بياييد .
( 20 ) و چشمان شما در پى اسباب خود نباشد زيرا نيكويى تمام زمين از آنِ شماست .
( 21 ) پس بنى اسرائيل چنين كردند و يوسف به حسب فرمايش فرعون عرّابهها بديشان داد و زاد سفر بديشان عطا فرمود .
( 22 ) و به هر يك از ايشان يك دست رخت بخشيد امّا به بنيامين سيصد مثقال نقره و پنج دست جامه داد .
( 23 ) و به پدر خود نيز همچنين داد و نيز ده الاغ بار شده به نفايس مصر و ده ماده
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: كرمانى
ص٣٤٠