فَهُوَ جَزاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
گفتند : سزاى آن همان كس است كه در بار او يافت شود ، خودش سزاى آن است كه ما ستمگران را چنين سزا مىدهيم .
76 -
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
[ جستجو ] از ظرفهاى ايشان پيش از ظرف برادرش آغاز كرد و عاقبت آن را از ظرف برادرش بيرون آورد بدينگونه براى يوسف تدبير كرديم كه در آيينشاه حق نداشت كه برادر خويش بگيرد ، مگر خدا مىخواست . هر كه را بخواهيم مرتبهها بالا بريم و بالاتر از هر صاحب دانشى ، دانشورى هست .
خود يافته بوديم از زمين كنعان نزد تو باز آورديم پس چگونه باشد كه از خانهء آقايت طلا يا نقره بدزديم .
( 9 ) نزد هر كدام از بندگانت يافت شود بايد كشته شود و ما نيز بندهء آقاى خود باشيم .
( 10 ) گفت : هم الآن موافق سخن شما بشود آنكه نزد او يافت شود بندهء من باشد و شما آزاد باشيد .
( 11 ) پس تعجيل نموده هركس جوال خود را به زمين فرود آورد و هر يكى جوال خود را باز كرد .
( 12 ) و او تجسّس كرد و از مهتر شروع نمود و به كمتر ختم كرد و جام در جوال بنيامين يافته شد .
( 13 ) آنگاه جامهء خود را چاك زدند و هركس الاغ خود را بار كرده به شهر برگشتند .
( 14 ) و يهوداه با برادرانش به خانهء يوسف آمدند و او هنوز آنجا بود و به حضور وى بر زمين افتادند .
( 15 ) يوسف بديشان گفت اين چه كارى است كه كرديد ؟ آيا ندانستيد كه چون من مردى البتّه تفأّل مىزنم ؟
( 16 ) يهوداه گفت : به آقايم چه گوييم و چه عرض كنيم و چگونه بىگناهى خويش را ثابت نماييم خدا گناه بندگانت