تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
77 -
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ
گفتند : اگر او دزدى كرده برادرش نيز پيش از اين دزدى كرده بود يوسف اين را در دل گرفت و به ايشان اظهار نكرد . خود ، رسيديم سخنان آقاى خود را به دو باز گفتيم . ( 25 ) و پدر ، برگشته اندكى خوراكى براى ما بخريد . ( 26 ) گفتم : نمىتوانيم رفت ليكن اگر برادر ما آيد خواهيم رفت زيرا كه روى آن مرد را نمىتوانيم ديد اگر برادر كوچك با ما نباشد . ( 27 ) و بنده‌ات ، پدر من ، به ما گفت شما آگاهيد كه زوجه‌ام براى من دو پسر زاييد . ( 28 ) و يكى از نزد من بيرون رفت و من گفتم هر آينه دريده شده است و تا الآن او را نديدم . ( 29 ) اگر اين را نيز از نزد من ببريد و زيانى به دو رسد همانا موى سفيد مرا به حزن به گور فرود خواهيد برد . ( 30 ) و الآن اگر نزد بنده‌ات ، پدر خود ، برگردم و اين جوان با ما نباشد و حال آن‌كه جان او به جان وى بسته است . ( 31 ) واقع خواهد شد كه چون ببيند پسر نيست او خواهد مُرد و بنده‌ات موى سفيد غلامت ، پدر خود ، را به حزن به گور فرود خواهد برد . ( 32 ) زيرا كه بنده‌ات نزد پدر خود ضامن پسر شده گفتم هرگاه او را نزد تو باز نياورم در تمام روزگار نزد پدر خود