تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
« پديدهء شگفت قرآن » مشخّص كرده ، و نيز نخستين مرتبه‌اى است كه شخصيّت مزبور از روى قصد ، موقعيّت روشن و ارادى خود را در برابر شخصيّت متكلّم باز مىيابد . متكلّمى كه به يك بيسواد و امّىِ حيرت زده فرمان خواندن مىدهد ، درحاليكه به نظر مىرسد كه اين دستور در بادى امر بسيار غير مأنوس و نامعقول جلوه مىكند . بعد از اين و تا پايان رسالت ، خواهيم ديد كه شخصيّت محمّد ( ص ) با شخصيّت متكلّم آنگاه كه او را مورد خطاب قرار داده ، هيچگاه سخن نمىگويد و تنها سكوت اختيار مىكند و اين سكوت شايستهء امعان نظر است ، چراكه چنين سكوتى غايت ادراك پيامبر ( ص ) در مقابل پديده‌اى كه از اين زمان به بعد در مقابل آن موضع تسليم اختيار كرده است را ثابت مىكند . پس از اين « شخصيّت محمّد ( ص ) » همواره در برابر خطابات قرآنى خاموش مىنمايد . خطاباتى كه حوادث خاص تاريخ زندگى او را بازگو نمىكند و آلام و دردهاى او ( به ويژه فقدان گرامىترين همسر و والاترين عمو ) را ، منعكس نمىسازد . درحالى كه به خوبى مىدانيم تا چه اندازه محمّد ( ص ) به اين دو شخصيّت مهر مىورزيد . - اين نگرشها كه مبنى بر عدم هرگونه نشانهء انسانى دركلام قرآنى بوده و در آن شخصيّت پيامبر ( ص ) بجز تصوير يك مخاطب مفرد نيامده است ، براى ما امكان دارد تا بر وضوح و روشنى هرچه بيشتر آن بيافزاييم . - در واقع ، در قرآن آياتى آمده كه توجّه ما را به شكل غريب و شگفت آورى به خود جلب مىكند ، چرا كه شخصيّت محمّد ( ص ) در اين آيات نقشى فريد و شكلى بىنظير به خود گرفته است . - به عنوان مثال مىتوان آيهء ذيل را مورد توجّه قرار داد :
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ
. . . « 1 » شايسته است كه در اين آيه به انتقال غير عادّى ضمير مخاطب ( كُمْ ) - شما - به ضمير غايب ( هُمْ ) - ايشان - توجّه كنيم ، چرا كه نمىتوان آن را يك اشتباه نحوى
هامش
( 1 ) . سورهء يونس / آيهء 22 : او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مىدهد تا وقتى كه در كشتىها باشيد و آنها با بادى خوش ايشان را ببرند و بدان شاد شوند ( ناگهان ) باد تند بوزد و از هر جا موج بر آنها بيايد و دانند كه بدان احاطه شده‌اند . . .