هيپناگوژيگ « 1 » » اطلاق شده است و بر « اختلاطى » كه به هنگام برخاستن اين « ضمير آگاه » از خواب ( در هنگامهء ميان خواب و بيدارى ) رخ داده است نام « هالوسيناسيون هيپنوپمپيك « 2 » » اطلاق گرديده است .
- روانكاوى درمانى ثابت كرده است كه اين هر دو حالت به خاطر وجد سببى حسّى و علّتى محرّك كه همان طنين ( توالى و ترتيل ) اصوات قابل شنيدن مىباشد ، بر اشخاص طبيعى « 3 » كه پيامبر اكرم ( ص ) از مصاديق بارز ايشان است ، عارض نمىگردد .
آن سبب حسّى در مكالمهء مزبور سه مرتبه تكرار شده است ، بنابراين اگر فرض شود كه آن اختلاط و يا تخيّل در قسمت اوّل اين مكالمه مؤثّر بوده ، ممكن نيست پس از ضربهء صوتى نخست ، يعنى در فاصلهء دو مرتبهء ديگرى كه تفسير آنها معلّق مانده است ، باز هم باقى بماند . بدينگونه بدون آنكه بخواهيم در داورى بر نفس طبيعت اين پديده عجلهاى به خرج دهيم ، امكان ندارد آن را به اختلاط عقلى و پريشانى فكرى ، تفسير نماييم .
- حال اگر عميقتر به پديدهء مزبور نظر كنيم ، خواهيم ديد كه اين مكالمه ، از همان ابتداى امر ، وضع نسبى شخصيّت محمّد ( ص ) را در اين خطاب قرآنى مشخّص مىگرداند ، زيرا از همان نزول اوّلين وحى ، اين شخصيّت را در مقام مخاطبى مفرد قرار مىدهد و در واقع وحى بر شخصيّت مورد خطاب فرو مىآيد كه اين وحى به وسيلهء واسطهاى از متكلّم به او مىرسيده است . در اينجا مستقيماً از كلام الهى استفاده مىشود تا به يك « امّى » فرمان خواندن داده شود ، محمّد ( ص ) گمان نمىكرد توانايى بر خواندن داشته باشد و لذا مضطرب و هرسان گرديد .
هامش
( 1 ) .Hallucinaion Hypnagogique /توهّم پيش خواب ، و يا توهّماتى كه پيش از آنكه شخص كاملًا به خواب رود ، بر وى عارض مىگردد .Hallucinaionيا توهّم ، در روانشناسى يعنى ادراك كاذب حسّى كه ما به ازاء خارجى ندارد .
اغلب متخّصصان امراض روانى توهمّات را نشانهء اميال منكوب شده مى دانند ، و از روى اين گونه علائم ( مخصوصاً در بيمارانى كه دچار تقسيم خاطر هستند ) پى به تنازعات عاطفى مىبرند .
دانشمندان برخى از توهّمات را زاييدهء اضطرابات عاطفى و يا خستگى شديد مى دانند ، مانند مسافرينى كه در صحرا سفر مىكنند و سراب را آب مىپندارند . ( دائرهء المعارف مصاحب / ج 1 / صفحهء 694 - چاپ 1345 ) / مترجم /
( 2 ) .Hallucinaion Hypnopompique /توهّم پس خواب ، و يا توهّماتى كه پيش از آنكه شخص كاملًا از خواب بيدار شود ، بر وى عارض مىگردد . / مترجم /
( 3 ) . اشخاص الاسوياء ، يعنى انسانهايى كه هم از نظر ويژگيهاى جسمى و هم از نظر خصائص روحى ، در مستوايى طبيعى و معتدل قرار داشته و هيچگونه نقصى در ساختار وجودى آنها مشاهده نمىگردد . بديهى است كه انبياى الهى و در سطحى بالاتر و والاتر ، شخص رسول اكرم اسلام ، حضرت محمّد بن عبدالله ( ص ) ، در صف نخستين انسانهاى معتدل و طبيعى قرار دارند ، و هيچگونه عيبى در جسم و جان آنها وجود ندارد . . . / مترجم /