يادآور شديم ، دربارهء محمّد ( ص ) بيشتر و بهتر صدق مىكند ، زيرا وى « امّى » بود ، نه مىتوانست بخواند و نه بنويسد « 1 » ، آنطور كه براى وى هيچگونه امكانى جهت كسب معلومات از روى منابع مكتوب وجود نداشت ، علاوه بر اين ( همانطور كه به زودى توضيح خواهيم داد ) منابع مكتوب مذهبى در بحبوحهء ظهور اين « نبى امّى » از بين رفته بود .
و اينك ( ضروريست به پرسش زير پاسخ گوييم ) .
معلومات و آگاهيهاى ما از انزواى پانزده سالهء محمّد ( ص ) چيست ؟
در حقيقت به جز پارهاى از تفصيلات در ارتباط با زندگى زناشويى وى ، هيچگونه اطّلاعى از جزييات زندگى محمّد ( ص ) مربوط به تنظيم « حيات روحى » او ، در اين عصر ، نداريم . . .
آيا وى در آنگاه غرق در تفكّرى عميق و تأمّلى ژرف ، در « مشكلهء دين » بوده ؟ و مستغرق در نوعى اشراقى و مكاشفه و الهام در ارتباط با دعوت آينده ؟
به اين سئوال مستشرق بزرگ « درمنگهام » پاسخ مثبت مىدهد ، ولى اين پاسخ مثبت شرقشناس مزبور به عقيدهء ما معلول تخيّلات و تصوّرات خود وى بوده و در اين مورد بهخصوص برگواهى يك تاريخ غير قابل جرح و طعن ، يعنى شهادت قرآن مجيد « 2 » ، اعتنا و اعتماد نكرده است ، زيرا اين كتاب مقدّس چگونگى انديشه و حالت روحى محمّد ( ص ) را قبل از وحى ، ترسيم نموده و مىفرمايد :
وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ
« 3 » .
پس آيا از مفهوم اين آيهء شريفه اينطور مستفاد نمىگردد كه در نزد محمّد ( ص ) چه قبل از عزلت و چه در خلال انزوا كوچكترين آرزويى جهت رسيدن به مقام
هامش
( 1 ) .وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ/ سورهء عنكبوت / آيهء 48 : و تو پيش از آن كتابى نمىخواندى و آن را با دست خويش نمىنوشتى ، ( كه اگر چنان بودى ) باطل گويان شك مىكردند .
يعنى مشركان مىگفتند كه چون محمّد ( ص ) مىنويسد و مىخواند ، پس قرآن را از كتابهاى پيشينيان بگرفته و براى ما مىخواند . ( ر . ك به « الميزان » / استاد علامّه طباطبايى / / ج 16 / ص 145 ) . / مترجم /
( 2 ) . بدين اعتبار كه در اين روند ، قرآن كريم تنها منبع موثّق تاريخى است . / مترجم /
( 3 ) . سورهء قصص / آيهء 86 : و تو اميد نمىداشتى كه اين كتاب بر تو فرود آيد مگر به سب رحمتى از جانب پروردگارت ، پس پشتيبان كافران مباش .
در تفسير اما فخر رازى / ج 25 / صفحهء 22 در ذيل اين آيهء شريفه آمده است :
تقدير آنست : « غير انّ ربّك رحمك فانزله عليك » جز اينكه خداى بر تو رحمت آورد و كتاب را بر تو فرود آورد تا تو از آن ، احوال امم و قصص گذشتگان را برايشان بخوانى . . . / مترجم /