متجلّى است ، تا روحيهء عزلت ديرنشينى . . .
سلوك عارفانهء « حنفاءِ » مزبور از هيچيك از نظامات اخلاقى شريعت عيسى ( ع ) و آيين موسى ( ع ) پيروى نمىنمود ، بلكه شيوهء زاهدانهء اين صوفيان گسسته از دنيا در محدودهء يك نظام فردى ، فطرى ، ساده و بسيط قرار داشت كه نمونهء اخلاقى بارز و پاك آنرا مىتوانيم در اشعار « قسبن ساعده « 1 » » بيابيم ، وى - بر فرض اينكه نصرانى هم بوده باشد - ( آنطور كه برخى از مورّخان گفتهاند ) براى تاريخ بجز ابيات ناب و شكوهمندى كه تبلورى از نبوغ صاف و خالص صحرايى مىباشد ، باقى نگذارده است .
آثار « انديشهء توحيدى ابراهيمى » در چهار چوب محيط جاهلى آن روز كم و بيش جلوه و جذبهاى داشته و در اينجا و آنجا گاهگاه « حنيفى » را مىپرورانده است . لكن اين انديشه يك انديشهء تقليدى و عربى محض بوده و هيچگونه ارتباطى با تفكّر يهودى - مسيحى نداشته است ، تفكّر يهودى - مسيحىاى كه از زمانهاى بسيار دور و به همراه نخستين نهضت پيامبرى اسرائيلى ( يعنى با ظهور حضرت موسى بن عمران ( ع ) ) تولّد يافته بود .
و حتّى در زمان ما ، و پس از گذشت سيزده قرن از فرهنگ اسلامى كه قهراً ويژگىهاى روحى خود را بر عقل عرب بيابانى گذارده است ، ما مشاهده مىكنيم كه ادبيّات كتابى ، يعنى ادبيّات مربوط به كتابهاى نازل شدهء آسمانى هنوز آنطور كه بايد و شايد انتشار نيافته است و بسيارى از مسلمانان در شمال « نجد » تاريخ تفكّر و ادب يهودى - مسيحى را نمىدانند « 2 » . . .
بنابراين منطقى نيست كه چنين تصوّر كنيم در گروه « حنفاء » معرفت و شناختى بيش از شناخت معاصرين ما از سير تفكّر و تاريخ « مذهب توحيدى » وجود داشته است .
و اينك بسيار سهل است كه تصوّركنيم چگونه نبىاكرم اسلام ( ص ) پس از ازدواج با زاد و توشهاى اندك ، برداشتها و انديشههايى مألوف و عادّى ، و با نيّت و قصدى معمولى ، چونان « حنفاء » عصر خويش ، كنارهگيرى و اعتزال را برگزيد ؟
تذكّر اين نكته نيز مفيد خواهد بود كه اوضاع و احوالى را كه براى « حنفاء »
هامش
( 1 ) . وى اسقف نجران و از بلغاى عرب بود . در بلاغت به دو مثل زنند . تا پيش از بعثت حضرت محمّد ( ص ) حيات داشته و آن حضرت او را ديده است . . . / مترجم /
( فرهنگ معين / ج 6 / مادّهء « ق » ) .
( 2 ) . پژوهشهاى اجتماعىEude Sociologiceاثر رزوانRaswan