نقد مصادر شناخت يك مذهب
در نقد پژوهشى پيرامون « آئين اسلام » ما نمىتوانيم نسبت به فحص و كنكاش پيرامون وثائق تدوين شده و يا مصادر و منابع تاريخى ، بىتفاوت بوده و اهميّت بررسى اصول و منابع شناخت اسلام را ( كه مىتوان آنها را پرتوى روشنگر براى « پديدهء قرآنى » تلقّى نمود ) مورد غفلت و فراموشى قرار دهيم . . . هر چند آن « مشكلهء تاريخى » ( نقد و بررسى منابع و مصادر شناخت يك مذهب ) بهطور استثنايى در مورد اسلام ، مسألهاى است حل شده و اسلام در ميان جميع اديان تنها دينى است كه از همان ابتدا و آغاز ظهور مآخذ و منابع آن تثبيت شده و روشن بوده است ، و يا لااقل در زمينهء بزرگترين و اساسىترين منبع شناخت آن ؛ يعنى « قرآن كريم » چنين وضعى مصداق داشته است .
« قرآن كريم » داراى اين امتياز يگانه و منحصر به فرد است كه در مدّت 14 قرن بدون هيچگونه تحريف و تغييرى دست به دست گشته و از نسلى به نسل ديگر انتقال يافته ؛ ولى چنين حالت و امتيازى در مورد عهد قديم « تورات » به هيچ وجه وجود ندارد ، چون مفسران معاصر و شارحان جديدِ « نقد پژوهشى » به صحت و اصالت هيچيك از « كتب تورات » به جز كتاب ارمياء ، اعتراف نكردهاند .