تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
پديده‌اى است ذاتاً معقد و پيچده ) ، مىافزايد . در عين حال اين گروه از نويسندگان ادّعا دارند كه مىخواهند در اين فرضيهء انحرافى و مضحك ، اركان « پديدهء مذهب » را توضيح دهند ، فرضيهء غير عقلانى كه تصوّر مىكنند تفكّر مذهبى از طريق يك كشف و الهام تسلسلى و دورى نامعقول و اسرار آميز پديدار گشته ، آن‌هم به وسيلهء جمعيّتى مرموز كه در رأس آنها برخى از راهبان و روحانيون « آئين لاما « 1 » » ! كه در يكى از كوه‌هاى دور دست « تبّت » ، قرار دارند ، مىباشند ! « شوره » نويسندهء كتاب فوق در نظريّهء تفسير تاريخى خود ، سلسلهء مرتبط و نظام يافته‌اى را ارائه نمىدهد كه مثلًا بتواند ميان دو رويداد كاملًا مختلف چون مذهب بودا و آئين اسلام ، ارتباط برقرار سازد ، و نيز نمىتواند در عين حال « قدر مشتركى » را به ما عرضه دارد كه بنابر فرضيهء مزبور هم وجدان و دريافت « بودا » را منعكس سازد و هم وجدان و دريافت انسانى بدوى چونان « محمّد ( ص ) » را . . . به‌طور قطع « پيچيدگى پديدهء دينى » در پرتو افكار و مفاهيم دكارتى چيزى جز انحراف و ضلالت را به‌بار نخواهد آورد و يقيناً و بدون ترديد ما ( با دارا بودن انديشه‌ها و ديدگاه‌هاى دكارتى ) هماره در قبال مشكله‌اى كه مشتمل بر ارتباط حوادث و رخدادهاى متباين و متضاد با يكديگر مىباشد ، مردّد و سرگردان خواهيم بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . آئين لاما ، يا لامائيسم شكل خاصّى است از دين بودايى كه در « تبّت » رواج دارد ، و از آنجا به مغولستان و منچورى و چين نيز راه يافته است . لامائيسم به سازمان آئين بودايى با سلسله مراتب خاصّ آن كه در تبّت معمول است نيز گفته مىشود . اين سازمان از قرن 15 ميالادى ، از زمان اصلاحات تسونگكهاپا ( 1358 - 1419 ) و حكومت دنيوى دالايى لاماها در قرن 17 ميلادى و تا استقرار حكومت كمونيستى در آن كشور ، ادامه داشته است . « لاما » عنوان محترمانهء روحانيان و راهبان بودايى است ( مانند آيهء الله و حجّهء الاسلام و . . . كه عناوين محترمانهء روحانيون مسلمان شيعهء اثنى عشرى مىباشد ) ، راهبانى كه در ديرها و صومعه‌هاى بودايى به تعليم شرعيّات و اصول دين بودايى اشتغال دارند . . . در رأس اين صومعه‌ها و ديرها ، لاماهايى قرار دارند كه تجسّم و حلول « بودا » هستند . . . / مترجم / ( 2 ) . ارتباط شرك - ( پلىتيسم ) با وحدت وجود و يكتاپرستى را در چهار چوب و كادر واحدى مىتوان به ترتيب زير ، ترسيم نمود : شرك ( پرستش خدايان متعدّد ) - مرحلهء سابق بر آن پرستش ارواح متعدّد ( پلىديهيسم ) - و مرحلهء بعد از آن ، يكتاپرستى يا توحيد و يا وحدت وجود است . . . برخى بر اين باورند كه در سير تكاملى اديان ، وجود نوعى يكتاپرستى مقدّم بر مرحلهء شرك ، محتمل نيست ، زيرا ذهن انسانى در حركت تكاملى خود از ابهام به تعيّن ، و از انفصال به اتّصال ، و از كثرت به وحدت مىرود ، و چون مفهوم روح مبهم‌تر از مفهوم خداست ، قاعدتاً بايد پرستش ارواح مقدّم برشرك و پرستش خدايان متعدّد باشد . . . هنگامى كه انسان برترى خود را بر حيوانات مسلّم ديد ، خدايان را در شكل انسان تصوّر كرد ، و حال آنكه در دوران « توتم‌پرستى / توتميسم » و در مراحل پرستش ارواح ، خدايان را به صورت حيوان يا نيمه حيوان و نيمه انسان مىپنداشت . به‌هرحال اين ارتباطات و ارتباطات ديگرى را كه مىتوان در محدودهء واحدى ميان نمودهاى متضاد و ناهماهنگ « پديدهء مذهب » برقرار ساخت ، بدون دارا بودن تفكّر « لاهوتى » و از پايگاه انديشهء دكارتى كه تنها به « ناسوت » نظر دارد قابل توجيه و تفسير نيست . . . / مترجم /