هماهنگىاى كه علم بشر قوانين ثابت و لايتغيّر آن را مورد ملاحظه و كشف قرار داده است .
لكن برخى از مراحل اين تطوّر بر ملاحظات و پژوهشهاى مألوف و متداول انديشمندان ورجال علم ، پنهان مانده است ، بدون اينكه اين جهت حتّى كوچكترين « خلاء نقصى » را درخود « اين نظام » ايجاد نمايد ، پس در چنين حالت استثنايى ما از جزميّت و حتميّت « نظام غيبى » كه هيچگونه تعارض و تضادّى هم ميان آن و مبداء وجود ندارد ، استعانت و يارى مىجوييم . . .
و در هر زمينهاى كه خلاء و نقصى در « سيستم سابق » يافت شود ، دخالت يك سبب خاص ، خالق و آفرينندهء آگاه و عالِم به آفرينندگى و خلقت خويش ، و مريد و مختار ، در « نظام متافيزيكى » پديدار مىگردد .
ممكن است گهگاه و بهطور موقّت ، و تا آنگاه كه طريقهء حدوث و پيدايش پديدهاى براى ما مخفى است ، نتوانيم قانون مسلّط و حاكم برآن پديده را بدانيم ، امّا خود اين « نظام » در شكلى منسجم و منطقى با مبداء اساسى خود باقى خواهد ماند ، زيرا مثل چنين « پديدهاى » را ممكن است در تحليل نهايى بر طبق جزميّت و جبر مطلق مورد توجيه قرار داد ، بدين مفهوم كه در هر مورد و زمينهاى كه « تصادف » ( يعنى خداى قادر بر هر چيز در مذهب مادّى ) ! در « سيستم مادّى » دخالت مىكند ، در « نظام غيبى » ارادهء خداوند است كه وارد معركه شده و توجيه پديدهء مزبور را در ارتباط با مشيّت الهى ممكن و معقول مىسازد .
همانطور كه قبلًا نيز اشاره نموديم نبايد از نظر دور داشت كه در اينجا بحث بر سرمقارنه و مقايسه ميان دو نوع دانش نيست ، بلكه بحث بر سر مقايسهء ميان دو نوع ايمان و دو سنخ ايدئولوژى است ، ايدئولوژىاى كه مادّه را خدا مىداند ، و عقيدهاى كه همه چيز را به ذات مقدّس و ارادهء خداى تبارك و تعالى برمىگرداند . . . اين گفته ، گفتهاى گزاف و بيهوده نيست كه :
« دانشمندى بزرگ ممكن است مؤمنى بزرگ باشد ، در حالى كه يك نادان بيچاره مىتواند يك منكر معاند و كافر تمام عيار باشد . . . »
و غالباً هم جريان از همين قرار است !
آنگاه كه ما به حالت عجيب و غريب و نظريّهء شگفتانگيز دانشمندى كه « ميمونى » را حدّ انسان مىداند ، بر مىخوريم ، مىبايست پيرامون « وثنيت » كم ارزشى
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: كرمانى
ص١٣٩