درك كند ، تركيب ذاتى - عينى و مضمون خارجى آنها را دريابد و در پژوهش مضمون و مفهوم آن ، شيوههاى تحليلى باطن و متد « سبك شناسى » را مورد بهرهورى قرار دهد ، همانطور كه ما در اين كتاب كوشش نمودهايم همين شيوهء تطبيقى و متد مقايسهاى را استخدام نموده و بهكار گيريم . . .
خوانندهء عزيز بهزودى درخواهد يافت كه موضوع پژوهش ما در اينجا كم و بيش و در شكلى جزئى با نظريّهء اقناع عقلى روشنفكران در ارتباط مىباشد ، اقناعى كه تا هم اكنون بر شالودهء تحقيق پيرامون « علم توحيد » استوار است .
آنچه را ما اراده كردهايم اينست كه بتوانيم باب مناقشه و نقد مذهبى را در شكلى گسترده و سيستماتيك باز نموده تا روشنفكر مسلمان امكان يابد خود يك شالودهء ضرورى عقلى را جهت ايمان خويش پىنهد .
( و بالاخره ) شيوهء « 1 » ما در اين كتاب ، مشتمل است بر روشى تطبيقى در مسير ارتباط ميان « پديدهء اسلام » بهطور خصوص ، و « پديدهء مذهب » بهطور عموم ، و اعتبار پيامبر ( ص ) به عنوان آخرين حلقهء سلسلهء حركتهاى نبوى در طول تاريخ ، و « تشريع قرآنى » به عنوان آخرين نظريّه و تبلور و تكامل روند انديشهء توحيدى در پهنهء زمان . . . « متد » بحث ما مبتنى بر اين واقعيّت است :
از قرآنى كه آن را در پرتو بررسى پديدهها و بهطور كلّى از ديدگاه « پديدهشناسى » مورد پژوهش و ارزيابى قرار مىدهيم ، مقياسى وثيق و معيارى اصيل استباط نموده و آن را طريقى مطمئن جهت شناخت اسلام بهمنزلهء آئينى آسمانى و وحى شده از جانب پروردگار ، قرار دهيم .
لكن جهت تأكيد در زمينهء ارتباط منطقى ميان فصلهاى گوناگون اين پژوهش ضرورى است معيار نخست را به شخص رسول اكرم ( ص ) اختصاص داده ، همانطور كه معيار دوّم مخصوص « رسالت قرآن » مىباشد . . .
. . . اين بود عناصر شيوهء تحقيق ما پيرامون بررسى قرآن به عنوان يك
هامش
( 1 ) . اين چنين متبادر به ذهن مىگردد كه بدين طريق در مدخل و مقدّمهء تحقيق ، هدف را مورد تحديد و تعريف قرار دادن و آن را مشخّص ساختن ، يعنى از همان ابتدا مولّف تحت تأثير چنين هدفى قرار گرفته و بالاخره از هر راهى كه گشته و به يقين منتهى مىگردد در تنافى و تعارض است . ولى واقعيّت اين است كه مؤلّف اين كتاب در پژوهش خود از دقيقترين مقتضيّات روش تحقيقى و سبكشناسى و مناسبات انديشهء جديد پيروى نموده و در اين « مقدمه » ، نخست همهء فرضهاى متصوّر اين تحقيق را تقرير نموده و سپس صحت و سقم آنها را مورد مناقشه و نقد آزادانه قرار مىدهد . . . خواننده چنين روح آزادى را در جميع فصول اين كتاب ، با همهء وجود خود لمس مىكند . . . « ع - ش » .