حمل مىكند ) و چه از ناحيهء تاريخى ( زيرا دين جديد - اسلام - آئين و مذهب آخرالزّمان خواهد شد و هيچ دين آسمانى بلكه به شهادت قرون و اعصار بهطور مطلق هيچ دينى پس از آن نخواهد آمد ) تا آنجا كه نياز اسلام به تبليغ از اين جنس به آن جنس و از اين نسل به آن نسل در طول زمان و در پهنهء تاريخ در شكل يك واقعيّت ملازمه با ذات و جوهرهء آن باقى خواهد ماند و در تاريخ حيات خود ( كه تا دامنهء قيامت ادامه خواهد داشت « 1 » حتّى يك آن چنين نيازى ملغى نخواهد گشت .
و اين بدان معنا است كه وسائل تبليغ آئين آخرالزّمان همانند وسائل تبليغ اديان گذشته مجرّد ( توابعى خارج از ذات و ماهيّت ) آن نبوده است كه پس از دوران محدود تبليغ ، درگذرگاه تاريخ رها گشته و از ميان بروند ، مانند « يد بيضاى » حضرت موسى ( ع ) و يا معجزهء « عصا » كه اثرى از آن حتّى در نمايشگاههاى عالم و ويرانههاى تاريخى و موزههاى باستانى جهان باقى نمانده است « 2 » . بنابراين ضرورت دارد كه « اعجاز قرآن » به عنوان يك خصيصهء ذاتى و صفت ملازمه با آن در همهء اعصار و در كلّ تاريخ و براى همهء نسلها جاودانه بماند ، و آن خصيصهاى است كه عرب در زمان جاهليّت با « ذوق فطرى » خويش مانند « عمر يا وليد » آن را مىچشيدند ، و يا مانند « جاحظ » ( در سبكى كه براى آيندگان پس از خود ترسيم نمود ) با « ذوق علمى » خود آن را مىيافتند . . .
ولى مسلمانان امروز هم فطرت اعراب جاهلى را از دست دادهاند و هم امكانات دانشمندان لغت و ادب در عصر عبّاسى « 3 » را و علىرغم اين واقعيّت ، قرآن كريم بُعد اعجاز خود را از دست نداده است ، زيرا ( همانطور كه گفتيم ) اعجاز نه از توابع قرآن كريم ، بلكه جزو ذات و جوهرهء آن مىباشد ، پس مسلمانان امروز بهناچار مىبايست آن را در شكلى ديگر و با وسائلى ديگر ، درك كند . . .
يعنى مسلمان امروز ( كه هم فاقد ذوق فطرى و هم فاقد ذوق علمى است ) ضرورتاً مىبايست اعجاز را در آيات قرآنى بيش از آنكه از ناحيهء عبارت و لفظ
هامش
( 1 ) . حلال محمّدٍ حلالٌ إلى يَوْم القِيامَهء وَ حَرام محمّدٍ حرام الى يَوْم القيامَهء . / مترجم /
( 2 ) . آنطور كه عصاى طلايى « توت غنخ آمون » هنوز در يكى از موزههاى باستانى باقى است . / مؤلّف /
توت غنخ آمونTcenkhamanيكى از سلاطين مصر بود كه دو سال پس از مرگ پدر زنش « ايخناتون » و سالها پيش از راميس دوّمRamsesآخرين فرعون مصر و معاصر حضرت موسى ( ع ) كه كراراً در قرآن كريم و در سفر خروج تورات از او ياد شده است ، بر تخت سلطنت جلوس كرد . . . / مترجم /
( 3 ) . عنايت مؤلّف عاليقدر بخصوص به عصر عبّاسى از اين جهت است كه نهضت علمى و ادبى در عصر فرمانروايى خلفاى بنىالعبّاس ، به اوج و بالاترين درجهء شكوفايى خود رسيده بود . . . / مترجم /