تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مطلبيم كه بگوييم : اين‌كه اخبار قرآن و آن‌چه از طرف پيامبران رسيده ، به مضامين حقيقى خود كه در قيامت ظاهر مىگردد برگشت مىكند ؛ اين برگشت و رجوع يا « تأويل » از آن قبيل نيست كه خبر دادن از امور آينده رجوع مىكند ، به اين‌كه مضامين آنها در آينده واقع گردد . « 1 » خلاصهء كلام : با حفظ معناى لغوى « تأويل » يعنى « رجوع » و توجه دقيق به آياتى كه كلمه « تأويل » در آن ذكر شده و هم‌چنين توجه به اين حقيقت كه قرآن داراى مقامى بالاتر و والاتر از كلمات و الفاظ در نزد خداوند متعال است ، به‌خوبى درمىيابيم كه « تأويلِ » قرآن ، عبارت از همان حقيقت و الا و واقعيت ناپيداى دور از افهام عمومى است كه به منزلهء روح نسبت به جسد و مُمثّل نسبت به مثال است و همان است كه خداوند ، آن را « كتاب حكيم » ناميده است ؛ يعنى آن چيزى كه تكيه‌گاه و مستند معارف ومضامين اين قرآنى است كه نازل شده و در دست ماست ؛ آن چيزى كه نه از سنخ الفاظ و نه از سنخ معانى ، بلكه امرى عينى ، واقعيت‌دار و خارجى است . « 2 »
هامش
( 1 ) . نكته‌اى بس نغز و باريك است : ما وقتى خبر از آينده مىدهيم ، اين خبر يك معنايى در ذهن ما و شنونده دارد و اين معنا چيزى است غير از آن‌چه در آينده واقع خواهد شد - اين معناى وجود ذهنى است و آن‌چه در آينده مىآيد وجود خارجى است . اما « تأويل » قرآن نه از سنخ معناى ذهنى است و نه از سنخ چيزى كه در آينده تحقق پيدا مىكند . تأويل قرآن ، آن حقيقت عينى خارجى ماورايى است كه در ازل و ابد وجود داشته و خواهد داشت . . . . ( 2 ) . به پندار مترجم ، مىتوان در موارد علوم و معارف بشرى نيز كه در مرتبه‌اى مادون وحىاند ، اما براى دانشمندان و اهل نظر قابل تبيين و تفسيرند ، نمونه‌هايى مشابه آورد . مىتوان گفت همهء كتاب‌ها ، رساله‌ها و فرمول‌هاى علمى و رياضى كه در قالب الفاظ و كلمات و حروف و نشانه‌ها بيان مىشوند ، به جز الفاظ و علامات و معناى آنها كه براى تفاهم بين الاذهان به كار مىروند ، داراى حقايق والاترى از لفظ و معناى لفظ هستند . . . ؛ مثلًا فرمول‌هاى رياضى و قوانين عام فيزيكى جز آن‌چه بر صفحه كاغذ يا تخته سياه مىآيد و حامل معنا و مفهوم‌هايى است كه ميان استاد و شاگرد تبادل معنايى و مفهومى مىشود ، حاكى از حقايق واقعى خارجى ؛ يعنى همان قوانين عام جهانى هستند كه نه از قبيل لفظند و نه از قبيل معنا . در مورد حقايق والاى ماورايى و علوى كه دور از فهم عمومى انسان‌ها هستند و استاد ، آنها را « تأويل » قرآن مىدانند ، بر همين سياق و قياس مىتوان به درك روشن‌ترى دست يافت .