راستى اگر فردى يا ملتى بتواند - هرچند از راه ظلم وجور - به آرزوهاى خود برسد و قدرت و نيرويى در برابرش ايستادگى نكند و قادر باشد بر همه تفوق جويد ، به چه دليلى معتقد مىشود كه كمال جوامع ديگر عين كمال او و موجب ياد نيك و افتخار اوست ؟ ! قدرتمندان ملتها در فكر بهرهبردارى از زندگى ملتهاى ضعيفند . هر جايى پيدا مىكنند در آن قدم مىگذارند ، هر چه مىخواهند سعى مىكنند تا به آن برسند و هيچ فرد و ملتى نيست كه آنها را به بندگى و رقيت خود درنياورده باشند .
آيا اين رويه ، جز به آن مىماند كه درد مزمنى را با از بين بردن دردمند ، معالجه كنند ؟ « 1 »
اما راهى كه قرآن مجيد ، در اين باره پيموده ، اين است كه :
1 - در مرحلهء آراى نظرى ، به انسان دستور مىدهد كه از آنچه خدا نازل كرده پيروى كند . « 2 » همچنين او را از اينكه بدون علم سخن بگويد نهى كرده است .
هامش
( 1 ) . فرد يا جامعهاى كه از راه ظلم به افراد و جوامع ديگر ، كمال خود را مىجويد ، در واقع با نابودسازى يا ناتوانسازى آنان ، راه تكامل آنان را سد مىكند و به كمال خودش هم نمىرسد ، زيرا كمال جوامع انسانى به معناى حقيقى كلمه ، كمال همه جوامع است ، نه يكى بدون ديگرى ! چنين فرد يا جامعهاى كمال خود را در كمال ديگرى نمىجويد و مىخواهد درد عدم كمال خود را با نابودى ديگران علاج كند ! ! كه به معناى نابودى كمال خودش نيز هست !
( 2 ) . زيرا آنچه خدا نازل فرموده عين حق است . مگر كسى در وجود خدا يا نزول از جانب خدا ( نبوت ) شك داشته باشد