تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
جالب اين است كه براى « تقليد » نام ديگرى آفريده‌اند و آن را « پيروى از رويه‌اى كه دنياى مترقى آن را مىپسندد » گذاشته‌اند ! در واقع اسم تقليد محو شده ، ولى راه و رسم آن به‌جاى مانده است . كلمهء « تقليد » به‌صورت يك كلمهء بيگانه و ناآشنا درآمده ، ولى معناى آن مأنوس و آشناست ! شعار « هم‌رنگ جماعت باش » « 1 » ، يك شعار عملى و باعث پيشرفت تمدن شده ، ولى شعار : « از هوا و هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا بيرون مىبرد » « 2 » يك تقليد دينى و يك گفتهء خرافى به‌شمار مىآيد ! اما اين‌كه سير حيات انسانى را به چهار دوره تقسيم كرده‌اند ، تاريخ دين و فلسفه كه در دست ماست ، اين تقسيم را تكذيب مىكند ، زيرا : طلوع دين ابراهيم عليه السلام ، بعد از دوران فلسفهء هند و مصر و كلدان بود ؛ دين عيسى عليه السلام بعد از فلسفه يونان بود ؛ دين محمد صلى الله عليه و آله يعنى دين اسلام ، بعد از فلسفه يونان و اسكندريه بود و خلاصه آخرين اوج فلسفه ، پيش از اوج دين بوده است و ما در جاى خود بيان كرده‌ايم كه دورهء دين توحيد ، بر همهء اديان تقدم دارد . تقسيم قرآن شريف دربارهء تاريخ انسان بدين‌ترتيب است : 1 - دوران سادگى و وحدت ملت‌ها ؛ 2 - دوران حس و ماده . بيان اين مطلب در ذيل آيهء 213 سورهء بقره آمده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . معادل شعار عربى ( الق دلوك فى الدّلاء ) يعنى دلو خود را در ميان دلوها بيند ( 2 ) .« وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »ص ، آيهء 26 ( 3 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 111 - 157 . استاد فقيد در ذيل آيهء فوق در مبحثى بالغ بر 50 صفحه در مورد نبوّت و پيدايش دين ، سخن گفته‌اند . پاره‌اى از عناوين اين مبحث عبارت است از : آغاز تكوين انسان ؛ تركيب انسان از روح و بدن ؛ شعور انسان و ارتباط او با اشياء ؛ علوم عملى انسان ؛ استخدام يك‌ديگر ؛ مدنى بالطبع بودن انسان ؛ داستان اختلاف ميان انسان‌ها ؛ رفع اختلاف به وسيلهء دين ( مسئلهء نبوّت ) ؛ اختلاف در خود دين ؛ انسان بعد از دنيا . . .
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 195 | السيد محمدحسين الطباطبائي / كرمانى