تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ناشناخته و بسيار بعيد به‌نظر مىرسند ، « 1 » ولى طورى نيست كه ذاتاً محال بوده و عقل ضرورى ، آن را ابطال كند ؛ مثلًا عقل ، اين سخن را باطل مىداند و به هيچ‌وجه بر آن صحه نمىگذارد كه ايجاب و سلب ( بود و نبود ) با هم جمع يا با هم رفع شوند يا « چيزى را از خود آن چيز سلب كنيم ! » يعنى يك چيزى در عين حال ، هم باشد و هم نباشد ! يا « يكى نصف دوتا نباشد ! » . اينها چيزهايى است كه عقل ، محال مىداند و اگر معجزه چنين چيزى بود ، عقل هيچ‌كس نمىپذيرفت ، در حالى كه مىبينيم عقول عدهء زيادى از « ملّيّون » « 2 » و صاحبان اديان ، اين معجزات را بدون هيچ انكار و رد پذيرفته‌اند . علاوه بر اين ، برحسب عادت طبيعى و جارى عالم نيز اين امور ناشناخته به‌نظر نمىرسد ، زيرا در نظام مادى ، در هر آنى ، زنده به مرده تبديل مىشود و مرده به زنده ! پديده‌اى به پديدهء ديگر برمىگردد و حادثه‌اى به‌دنبال حادثهء ديگر رُخ مىدهد ؛ صورتى به‌صورتى تبديل مىشود و آن صورت به‌صورت ديگر . . . ؛ سختى به سستى مىگرايد و سستى به سختى و هم‌چنين تا بىنهايت . . . . اين‌گونه تغيير و تبديل‌ها ، چيزهايى است كه نظام مادى ، دست به‌دست مىگرداند و در مظاهر ماده به جريان مىاندازد . فرق عادت جارى مشهود ، با معجزه و خرق عادت فقط اين است كه اسباب عادى مشهود كه پيش چشم ماست تنها با روابط مخصوص و شرايط زمانى و مكانى خاص اثر مىكند و اين روابط و شرايط ، به تدريج در كار تأثيراند ؛ « 3 » مثلًا عصا ، ممكن است
هامش
( 1 ) . مثل ساده‌اى كه در پاورقى گذشته زديم مطلب را نزديك به ذهن مىكند . توجه كنيد كه چيزهاى واقع‌نشده وبىسابقه را به‌حساب محال و ناممكن نگذاريم ( 2 ) . « ملّيّون » در اصطلاح كلام اسلامى به معناى ارباب اديان است . ملّت ، يعنى دين و آيين .« وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً »يعنى از آيين ابراهيم . . . پيروى كن ( 3 ) . دانه‌اى كه به زير زمين افشانده‌اند ، تحت تأثير روابط و شرايط خاص ، به‌صورت خوشه و ميوه درمىآيد ؛ اين‌شرايط تدريجاً اثر مىكند ، نه به‌طور دفعى كه يك‌مرتبه دانه به‌صورت خوشه و محصول درآيد