تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
خوارق عادات و معجزات را تصديق كند ، ولى منكر اين امور هم نمىتواند بشود ! علم نمىتواند روى اين همه كارهاى عجيب و خارق‌العاده‌اى كه ارباب مجاهده و رياضت انجام مىدهند ، پرده بكشد ! هر روزى كه مىگذرد چشم‌ها از اين كارها پُر شده و روزنامه‌ها و مجله‌ها و رساله‌ها ، اين سلسله كارها را ثبت و ضبط مىكنند . اين قدر اين كارها زياد است ، كه هيچ عاقلى نمىتواند در آن شك داشته باشد . همين چيزهاست كه علماى عصر را - / علمايى كه در آثار روحى مطالعه مىكنند - / ناچار ساخته كه وقوع اين رخدادها را معلول جريان يك سلسله امواج الكتريستى مغناطيسى مجهول بدانند . . . . توضيح فرضيهء امواج الكتريستى به‌طور اجمال اين است كه انسان بر اثر رياضت‌هاى سخت ، داراى قدرت و نيرويى مىگردد كه مىتواند يك سلسله امواج مرموز نيرومندى را تحت تصرف خود درآورد . امواج مزبور ، طورى است كه اراده و شعور اين شخص مىتواند مالك آنها گردد و يا همراه آنها باشد و بر اثر اين تمليك و تصرف در امواج مجهول مرموز ، مرتاض مىتواند حركات خارق‌العاده و تحريكات و تصرفات عجيب از طريق قبض و بسط در ماده انجام دهد . اگر اين فرضيه ، تمام و همه‌جايى باشد و موارد نقض نداشته باشد منتهى به آن خواهد شد كه يك فرضيهء تازه به‌وجود آيد . اين فرضيهء جديد با وسعت و دامنه‌اى كه دارد ، همه حوادث گوناگون و پراكنده‌اى را كه فرضيات سابق ، همه يا پاره‌اى از آن را تعليل و علت‌هاى آن را ذكر مىكرد ، بر يك محور عمومى و دائم يعنى « حركت » و « قوه » تعليل مىكند و همهء حوادث مادى را به آن‌جا مىكشاند كه به يك علت واحد طبيعى ارتباط داشته باشند . « 1 »
هامش
( 1 ) . نظريه امواج مرموز ، در مورد كارهاى خارق‌العادهء مرتاضان در اين دو كلمه خلاصه مىشود : « قوه » و « حركت » . اين دو عامل به يك عامل برگشت دارد ، زيرا حركت ناشى از قوه است و همهء حوادث مادى به‌طور كلى با اين يك عامل ( قوه ) تعليل مىشود