فصل پانزدهم : دين حق ، سرانجام در سراسر جهان پيروز خواهد شد
نوع انسان با فطرتى كه در او به وديعه نهادهاند ، خواهان سعادت و نيكبختى حقيقى خويش است . سعادت انسان تكيهزدن بر اريكهء زندگى روحى و جسمى خود بهطور اجتماعى است و بهرهاى كه مىتواند ، از پيشرفت دنيوى و اخروى خويش بگيرد . و دانستيم كه اين سعادت ، در اسلام است و دين توحيد .
و اما كجروىهايى كه در حركت به طرف هدف و ارتقا به اوج كمال براى انسانيت پيش مىآيد ، از جهت خطاى در تطبيق است ، نه از آن جهت كه حكم فطرت باطل شده باشد ، « 1 » اما هدفى كه كارگاه آفرينش دنبال مىكند ، ناچار دير يا زود به مرحلهء تحقق درمىآيد :
روى خود را به طرف دين استوار دار و از ديگران روى بگردان ، اين فطرت خداست كه مردم را بدان سرشته است و آفرينش الهى هيچگاه دگرگون نمىشود ، اين است آن دين استوار ، ولى بيشتر مردم نمىدانند . « 2 »
هامش
( 1 ) . يعنى فطرت بشر كه طالب سعادت است از بين نرفته و طالب شقاوت و بدبختى نشده ، ولى اشتباه دراينجاست كه ممكن است انسان چيزهايى را كه موجب بدبختى اوست ، عامل خوشبختى بشناسد و برعكس
( 2 ) .« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »روم ، آيهء 30