تكيه دارد ، ولى ظهور تام اسلام ، يعنى حكومت آرمانى دين كه با همهء مبانى و شكلها و اهداف خود به حكومت برسد ، چيزى است كه طبيعت نوع انسان آن را هرگز نخواهد پذيرفت و ما در اينباره تجربهاى هم نداريم كه اطمينان يابيم وقوع خارجى چنين فرضيهاى - يعنى حكومت كامل بر نوع بشر - صحيح باشد .
پاسخ : آنگونه كه دانستيم اسلام به آن معنا كه ما از آن بحث مىكنيم « 1 » هدف غايى و كمال نوع انسان است ؛ كمالى كه آگاه و ناآگاه بدان متوجه است . تجربههاى قطعىاى كه در انواع موجودات انجام يافته ، دلالت بر آن دارد كه همهء موجودات متوجه هدفهايى هستند كه متناسب با وجود آنهاست و نظام خلقت ، آنها را به طرف اهداف نامبرده سوق مىدهد و انسان نيز از اين حكم كلى مستثنا نيست .
علاوه بر اين ، پيدايش و ادامهء مكتب و حكومت هيچ كدام از مسلكها و مرام هايى كه در دنيا و ميان جامعههاى انسانى رايج است : از شريعت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى گرفته تا آيينى كه برهما و بودا و مانى و ديگران آوردند تا مكتبهاى تمدن مادى ؛ از قبيل دموكراسى و كمونيسم و جز اينها ، همه بدون تجربهء قبلى با اشكال مختلف در جوامع گوناگون انسانى رواج يافتند .
سنتهاى اجتماعى در پيدايش و رسوخ خود در جامعه تنها به عزم قوى و همت
هامش
( 1 ) . استاد مىنويسد : « اسلام به آن معنا كه از آن بحث مىكنيم » توضيح آنكه با تدبر در آيات قرآن مىتوان به معنايىاز واژهء « اسلام » دست يافت كه بسيار فراگيرتر از آيينى است كه در برههاى از زمان توسط حضرت محمد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله طلوع كرد و در حال حاضر بيش از يك ميليارد از مردم جهان پيرو اين آيينند . معناى « اسلام » در قرآن ، فرازمانى و فرامكانى است : اسلام ، آيين جهان خلقت است و تمام آفرينش تسليم ارادهء الهى است . اسلام ، آيين همهء پيمبران الهى است و جز اسلام ، دينى در پيشگاه الهى پذيرفته نيست . اسلام به اين معنا پيش از بعثت حضرت رسول صلى الله عليه و آله وجود داشت و آن حضرت مكمّل و احياگر دين اسلام و پيرو آيين پيامبران گذشتهاند كه همگى مسلمان بودهاند . اشارهء استاد به « اسلام به آن معنا كه از آن بحث مىكنيم » به اين مطلب است . شاخصهء اسلام به اين معنا « هدف غائى و كمال نوع انسانى است » همان سه اصل بنيادين توحيد ، نبوت و معاد مىباشد كه ميان همهء اديان الهى مشترك است . تفصيل اين مطلب درخور كتابى جداگانه است