دستهجمعى و با ارتباط با يكديگر باشد . اگر در بخشى از معارف و حقايق دينى به شبههاى برخوردند ، يا مطلبى مخالف با اين حقايق در نظرشان جلوه كرد ، بايد مطلب را با تدبر در يك بحث دستهجمعى بر كتاب خدا عرضه دارند و اگر بدين ترتيب هم دردشان دوا نشد ، مطلب را بر پيامبر يا كسى كه جانشين پيامبر است عرضه كنند ، تا شبهه از بين برود و يا اگر آن مطلب به راستى باطل باشد ، بطلانش روشن گردد :
آنان كه هر گفتارى را مىشنوند و از بهترين آن پيروى مىكنند ، اينهايند كه خدا هدايتشان كرده و اينها خردمندند . « 1 »
آزادى انديشه و عقيده به اين ترتيب كه ما بيان كرديم ، غير از اين است كه هر كس مردم را به نظر و عقيدهء خود دعوت كند و آن را پيش از آنكه در معرض تجزيه و تحليل قرار دهد ، بين مردم منتشر سازد ، زيرا چنين كارى به اختلاف مىانجامد و اختلاف ، اساس جامعهء پايدار را تباه مىسازد . اين ، بهترين راهى است كه با حفظ زندگى شخصى جامعه ، درهاى ارتقاى فكرى را به روى مردم مىگشايد و اين كار مهم اجتماعى را با تدبير خاص انجام مىدهد .
ساحت حق و دين صحيح منزّه از آن است كه راضى شود و يا بهطور قانونى تأييد كند كه عقيدهاى را بر مردم تحميل كنند و دلها را قفل و مهر بزنند و با توسل به قهر و زور و تازيانه و شمشير يا تكفير و دورى گزيدن و ترك معاشرت ، غريزهء تفكر را در آدمى بكشند .
اين ، خصلتِ مسيحىگرى است . « 2 » تاريخ كليسا پر است از گفتارها و رفتارهاى تحكمآميزى كه در اين زمينه - خاصه در قرن پانزدهم و شانزدهم ميلادى - انجام داده است ؛ كارهايى كه حتى در شنيعترين و قساوت بارترين اعمالى كه بهدست زورگويان
هامش
( 1 ) .« الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ »زمر ، آيهء 18
( 2 ) . مراد ، مسيحيت تاريخى - قرون وسطايى است