« عالم ، خدا دارد » ؛
« خدا براى مردم شريعتى وضع كرده كه جامع همهء راههاى سعادت آنهاست و اين قانون گذارى از طريق « نبوّت » انجام گرفته است » ؛
« خداوند همهء مردم را روزى جمع خواهد كرد كه جزاى اعمال آنها را بهطور كامل بدهد » . « 1 »
تنها كلمهاى كه اسلام ، جامعه خود را برپايهء آن استوار نموده و كاملًا و به تمام معنا از آن محافظت نموده ، كلمه توحيد است « 2 » و معلوم است كه اگر در اين كلمه نفى و اثبات پيدا شود و نظريهء نفى و اثبات با هم برخورد كنند و از اين ميانه رأى سومى پديد آيد ، نتيجهاى جز انحطاط جامعه نخواهد داشت .
همهء حقايق راستينى كه وابستگى به ماوراءالطبيعه دارد همين مزيت را دارد كه انكار آنها به هر صورت ، ثمرهاى جز انحطاط و پستى جامعه ندارد !
جامعهء بشرى در سير ارتقايى خود تنها به يك چيز احتياج دارد و آن اين است كه روز به روز در طرق استفاده از مزاياى طبيعت ، تحول و تكامل يابد . اين تحول و تكامل از طريق بررسى فنى مداوم و پىگير و تطبيق دائمى عمل بر دانش حاصل مىشود و اسلام نه تنها از هيچ كدام از اين موضوعات جلوگيرى نكرده ، بلكه تشويق و ترغيب فراوان هم بدان كرده است .
مطلب ديگر آن كه ديده مىشود طريق ادارهء جوامع و روشهايى كه در جامعههاى مختلف جارى است ، پيوسته تغيير مىكند ؛ مثلًا استبداد بهصورت دموكراسى در مىآيد و دموكراسى به كمونيسم مىگرايد . . . و همچنين . . . بايد دانست كه تمام اين دگرگونىها تنها از آن جهت ضرورت مىيابد كه روشهاى نامبرده همگى ناقص بوده و هيچ كدام نمىتوانند از عهدهء ايفاى كمال اجتماعى مطلوب انسانى برآيند .
هامش
( 1 ) . اين سه مورد از معارف دينى همان سه اصل توحيد ، نبوت و معاد است
( 2 ) . يعنى كلمهء « توحيد » ، « نبوت » و « معاد » از نتايج و لوازم كلمهء توحيد است