تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

فصل دهم : راه تحول و تكامل در جامعهء اسلامى چيست ؟

ممكن است گفته شود : بسيار خوب ! روش اسلامى ، جامع لوازم يك زندگى سعادت‌مندانه است و جامعهء اسلامى ، جامعه‌اى است نيك‌بخت و بايد بر چنين دينى غبطه هم خورد ، ولى چون اين روش از هر نظر خود را جامع مىداند و به‌گونه‌اى كه شما گفتيد ، آزادى عقيده هم در آن وجود ندارد ، باعث مىشود كه جامعه راكد بماند و از تحول و تكامل بازماند و اين خود براى يك جامعهء كامل ، عيب است ، چرا كه سير تكاملى نيازمند آن است كه يك سلسله قواى متضاد در شىء به وجود آيد و اين قواى متضاد با يك‌ديگر فعل و انفعال كنند ، تا در نتيجهء اين فعل و انفعال‌ها ، مولود جديدى به وجود آيد كه از نواقص عوامل مولده خود كه از بين رفته است ، خالى باشد . بنابراين اگر فرض كنيم اسلام اضداد و نواقص را از بين مىبرد و مخصوصاً عقايد متضاد را ريشه كن مىسازد ، لازمه‌اش آن است كه جامعه‌اى كه اسلام به وجود مىآورد ، از سير تكاملى بازماند . در پاسخ مىگوييم : اين ، يكى از اشكال‌هايى است كه از طرف مكتب « ماديت تحولى » ( ماترياليسم ديالكتيك ) وارد شده و خلط مبحث عجيبى در آن وجود دارد . توضيح آن كه عقايد و معارف انسانى به‌طور كلى بر دو نوع است : يك نوع قابل تحول و تكامل‌اند كه عبارتند از علوم كاربردى ، كه در بالا بردن پايه‌هاى حيات مادى