تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
در فتوّت نوشته بود ومعاني آن به لغت عربى تعليق كرده وآن را « تحفة الاخوان » نام نهاده ، وچون أكثر إخوان صفا وأرباب وفا از طلّاب اين خطّه وفتيان اين خطّه در فهم زبان تازى نه استوار بودند ودر ميدان لغت درى چابك سوار ، فوايد آن سخن در ميان ايشان غنيمتى ضايع بود وبدايع آن بضاعتى كاسد . پس به اقتراح بعضي از أصدقاء ترجمهء « 1 » آن نوشته آمد وكسوت آن از شيوهء أهل عرب ، به حليهء أهل عجم مبدّل گشت . ودر تفسير بر حقايق وأصول اختصار افتاد واز زوايد وفروع اجتناب نموده شد تا چنانكه از عبارات واستعارات كرانه جسته باشد واز لباس پادشاهانه به زىّ درويشانه قناعت كرده ، بر قدر ضرورت وما لابدّ اقتصار نمايد وبه مهم وما يعني از فضول ما لا يعني اكتفا بايد . ورساله بر مقدمه‌اى وده باب وخاتمه‌اى مبنيست . - واللّه الهادي وإليه ينتهي المبادي ! - .
هامش
( 1 ) . همان گونه كه در مقدّمه آورده‌ام ، رسالهء حاضر ترجمهء صرف تحفة الاخوان نيست ، بلكه ترجمهء تحرير گونه‌اى است از آن . بنگريد : مقدّمهء اين مجموعه ص 142 .