امداد تأييد وتوفيق وأنوار توحيد وتحقيق از حضرت احديّت ظاهر اظهر وباطن أنور مولاناى أعظم شيخ الاسلام حافظ أوضاع الشّريعة قدوة أرباب الطّريقه مقيم سرادقات الجلال مقوّم استار الجمال علاء الحقّ والملّة والدّين عون الاسلام والمسلمين را متوالى باد ، ودرجات ترقّى در مدارج تخلّق باخلاق الهى متعالي - بالنّبيّ وآله ! - .
بعد از تقديم مراسم دعا واخلاص ، مخفى نماند كه اين درويش هرگز نام خدمتش بىتعظيم تام نبرده باشد ، ليكن چون كتاب عروه مطالعه كرد وبحث در آنجا مطابق معتقد خويش نيافت . بعد از آن در راه أمير اقبال مىگفت : خدمت شيخ ، طريقه محي الدّين اعرابى در توحيد نمىپسندد . دعاگوى گفت : از مشايخ هر كه ديدم وشنيدم برين معنى بودند ، آنچه در عروه يافتم نه برين طريقست . مبالغت نمود كه چيزى درين باب بنويس .
گفتم : شايد كه موافق خدمتش نيايد ورنجش نمايد . اكنون نمودند كه بمجرّد نقل اين سخن رنجش قوى مىنمايد ، وتشنيع وتخطئه بتكفير مىرساند . از روى درويشى غريب يافت كه هرگز بحثي با خدمتش ننموده وصحبتي نيز اتّفاق نيفتاده ، بنا بر نقل كسى - كه فهم أو / 2 -
AD
/ بدان معنى نرسد - اين مبالغه فرمايند ! ؟ . چون آنچه محذور بود واقع شد اين فصل در قلم آورد تابعين الرّضا مطالعه فرمايد . اگر حق يابد وموافق آيد ، فتوح اين درويش بود وخدمتش از طعن باز آيد ، واگر خطا يابد ارشاد فرمايد ؛ يقين كه بنور باطن يابند كه اين سخن از سر نفس ورنجش نيست ، بل از مقام قلب وطلب صفا ومحبّت محض است ، وآنچه بتحقيق يافته نوشته . واللّه اعلم ! .
وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
« 1 » .
هامش
( 1 ) . قسمتى است از كريمهء 76 يوسف .