تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
سازد هرچند كه عقل مستقل به اين امر است ، لكن سخن شما داراى دو صورت است از جمله اينكه : 1 - ايجاب شارع امضايى باشد ، يعنى : بر شارع لازم است كه اين حكم استقلالى عقل را امضاء و تأييد نمايد . اگر مرادتان اين است حق با شماست چون راه بهترى از اين راه وجود ندارد . 2 - ايجاب شارع تأسيسى باشد يعنى : با قطع‌نظر از اينكه عقل حكم مىكند شارع بما هو شارع تعبد را بر ما واجب كند مىگوئيم : اين سخن شما باطل است . چرا ؟ زيرا با وجود داعى و انگيزهء عقلى نيازى به جعل و داعى شرعى نمىباشد بلكه تحصيل حاصل است و اين امرى محال است . بله ، در يك فرض با وجود حكم عقل ، ايجاب شرعى معقول مىباشد و آن فرض اين است كه : از نظر عقلى ميان ظنون تفاوتى نباشد . لكن از نظر شارع ميان ظنون فرق مىباشد و برخى از ظنون داراى ارزش بيشترى هستند مثل : ظن حاصل از خبر واحد ثقه و . . . . و لذا خصوص آنها را حجّت نموده است . 2 - و اگر در زمان انفتاح باب علم و تمكّن مكلّف از تحصيل علم قائل به وجوب تعبد به امارات هستيد اين فرض نيز داراى دو صورت است : الف : يا تحصيل علم راحت و آسان است ب : و يا تحصيل علم سخت و دشوار است . حال : اگر به فرض انفتاح علم و آسانى تحصيل علم قائل هستيد كه بر شارع واجب است ما را به امارات ظنّيه متعبّد نمايد . باز اين سؤال پيش مىآيد كه : آيا مرادتان از اين وجوب ، وجوب عينى است يا وجوب تخييرى . يعنى : آيا مرادتان اين است كه : بر شارع لازم است كه تعبد به امارات را در حقّ ما واجب عينى كند و بگويد : تنها به اماره عمل كنيد نه به علم . پاسخ مىدهيم كه : سخن مضحكى است ، چرا كه اگر عمل به اماره ممكن باشد خوب به طريق اولى به علم نيز مىتوان عمل كرد . يا اينكه مرادتان اين است كه : بر شارع واجب است كه عمل به اماره و يا تحصيل علم را نسبت به مكلّف به نحو تخييرى قرار دهد كه پاسخ مىدهيم اين نيز معقول نيست چرا كه : عقل ما وجوب تخييرى را نمىفهمد . زيرا عقل زمانى مىتواند به وجوب تخييرى حكم نمايد كه علم و يقين داشته باشد كه مصلحتى در اماره وجود دارد به اندازهء مصلحت واقع تا عند الخطإ جبران ما فات شود و در اين صورت عقل حكم