مفاد اخبار مذكور تفسير به رأى را ممنوع و نامشروع مىداند و لذا موضوع اين احاديث تفسير است حال آيا موضوع بحث ما كه عمل به ظواهر قرآنى است از مصاديق تفسير است ؟ اگر هست حق با شماست و لكن موضوع بحث ما از مصاديق تفسير نيست .
* مورد كلام و محلّ بحث در اينجا چه بود ؟
مورد كلام در ظواهر آياتى است كه به دست ما رسيده است و ما مجازيم به آن ظواهر عمل كنيم ، آنهم اخذ به ظواهر بعد الفحص و اليأس نه بيش از آن و اين تفسير نيست .
به عبارت ديگر :
عمومات و مطلقاتى در آيات الهى وجود دارد كه ما پس از تفحص كردن از مخصّصات و مقيّدات و يا قرائنى كه دالّ بر خلاف ظاهراند و عدم دستيابى به امور مذكور به ارادهء ظهورات مزبور اطمينان پيدا كرده به آنها عمل مىكنيم ، يعنى : مطابق آنچه از ظواهر اين آيات استفاده مىشود حركت مىكنيم . و چنين امرى تفسير به رأى ناميده نمىشود چون تفسير ، كشف القناع از امر مجهول است و حال آنكه مورد بحث ما امر مجمل و مجهول وجود ندارد ، بلكه آنچه كه هست همان ظاهر است و ظاهر همان امر آشكار است .
* حاصل پاسخ شيخ چيست ؟
اين است كه : عمل به ظواهر از موضوع اخبارى كه اخباريها بدان تمسّك نمودند خارج است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٩