متن :
و فى رواية زيد الشحّام ، قال :
دخل قتادة على أبى جعفر عليه السّلام ، فقال له : « أنت فقيه أهل البصرة ؟ » فقال : هكذا يزعمون .
فقال عليه السّلام : « بلغنى أنّك تفسّر القرآن ؟ » قال : نعم .
الى أن قال : « يا قتادة ، ان كنت قد فسّرت القرآن من تلقاء نفسك فقد هلكت و أهلكت ، و ان كنت قد فسّرته من الرّجال فقد هلكت و أهلكت . ويحك يا قتادة ، انّما يعرف القرآن من خوطب به » « 1 » .
الى غيرذلك ممّا ادّعى فى الوسائل - فى كتاب القضاء - « 2 » تجاوزها عن حدّ التواتر .
و حاصل هذا الوجه يرجع الى أنّ منع الشارع عن ذلك يكشف عن أنّ مقصود المتكلّم ليس تفهيم مطالبه بنفس هذا الكلام ، فليس من قبيل المحاورات العرفيّة .
ترجمه :
و در روايت زيد شحّام وارد است كه :
قتاده بر امام ابى جعفر عليه السّلام داخل شد ، حضرت به او فرمود : تو فقيه اهل بصرهاى ؟ قتاده گفت : مردم اينگونه گمان كردهاند . حضرت فرمود : به من رسيده است كه قرآن را تفسير مىكنى ؟ قتاده گفت : بله ، تا آنجا كه حضرت فرمودند :
اى قتاده : اگر قرآن را از پيش خودت تفسير مىكنى پس هم خود را هلاك كردهاى و هم ديگران را ، و اگر از رجال در اين امر ( تفسير ) كمك بگيرى باز ، هم خود را هلاك كردهاى و هم ديگران را ، واى بر تو اى قتاده ، قرآن را كسى مىشناسد كه به او خطاب شده .
و در روايات ديگرى كه صاحب وسائل در باب قضا مدعى آن شده است و از حد تواتر گذشتهاند .
و حاصل اين وجه يعنى : وجه اوّل از دو وجه اخباريين :
راجع به اين است كه : منع شارع از عمل به قرآن و تمسّك به ظواهر آن كاشف است از اين كه : مقصود متكلم ( خداى تعالى ) اين نيست كه مقاصد خود را به مجرد اين كلام به مخاطبين تفهيم كند ، پس قرآن از قبيل محاورات عرفى نيست ، كه به ظاهر آن اكتفا شود .
هامش
( 1 ) - الوسائل : ج 18 ص 136 ح 35 من ب 13 من أبواب صفات القاضى .
( 2 ) - الباب 13 ذيل حديث 82 .