تشريح المسائل
* استدلال مشهور بر امكان ثبوتى تعبّد به خبر واحد چگونه است ؟
اين است كه : ما قطع داريم به اينكه از تعبّد به خبر واحد هيچ محالى لازم نمىآيد و از آنجا كه مىتوانيم به قطع خود عمل كنيم پس حكم مىكنيم به امكان تعبّد .
* اشكال و مناقشهء شيخ بر استدلال مشهور در امكان تعبّد به خبر واحد چيست ؟
اين است كه : ادعاى قطع به اينكه تعبّد به ظنّ در واقع مفسدهاى ندارد ادّعاى خيلى بزرگى است زيرا كسى مىتواند چنين ادعايى بكند كه :
اوّلا : عقلش به تمام محسنات و مقبحات فعل محيط باشد .
ثانيا : قاطع باشد كه هيچيك از جهاتى كه باعث قبيح بودن فعل مىشوند در انجام آن نيابد .
و لكن چنين احاطه و آگاهى :
اولا : از محدودهء درك ما خارج است چرا كه علم و عقل و ادراك ما محدود و محصور است تا آنجا كه گاهى موارد بسيار ساده و روشن را فراموش كرده و از معلومات قبلى خود غافل مىشود و لذا چگونه مىتوانيم عقل خود را بر تمام جهات حسن و قبح واقعى اشياء محيط و مسلّط دانسته ، چنين ادّعايى را بكنيم ، پس تنها عالم الغيب است كه چنين احاطهاى دارد و از همه چيز آگاه است .
ثانيا : درست است كه ما مىتوانيم در ضروريات ادراك داشته باشيم و لكن نه مسئلهء تعبّد به ظنّ از ضروريات است تا چنين ادعائى صحيح باشد و نه ما عالم الغيب هستيم و لذا نمىتوان به ضرس قاطع چنين ادّعايى كرد .
* پس مراد از عبارت ( فالاولى ، ان يقرّر هكذا ) چيست ؟
اين است كه : دليل بر امكان ثبوتى تعبّد و اعتماد به خبر واحد را با تمسّك به شيوهء عقلا و نه شيوهء ابن قبه تقرير نماييم .
* تقرير شيخ از امكان تعبّد به خبر واحد و امارات ظنيّه چگونه است ؟
اين است كه : يك انسان عاقل و منطقى به محض شنيدن و يا تصوّر كردن چيزى بلافاصله دست به قضاوت نمىزند و سريعا حكم به امكان و استحاله نمىدهد .
بلكه در اطراف آن مسموع و يا تصور مطالعه كرده و جهت استحاله و توالى فاسده را در نظر مىگيرد .
و به سؤالات مقدّر و احتمالى ، از اين دست كه آيا اين مطلب مستلزم دور هست يا نيست ، مستلزم تناقض هست يا نيست ، مصلحت ملزمه در آن هست يا نه ، مفسدهء لازم الاحترازى در آن وجود دارد يا
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣