تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
فسّر قوله تعالى
« ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« 1 » . و متكلمان اطلاق صفت بر وجوديات مىكنند ، چنان كه حيات . و عدميات را ، چنان كه غنا « نعوت » مىگويند . و وجه انحصار اين صفات در سه قسم آن است كه : صفات يا وجودى است يا عدمى است . اگر وجودى است يا تحقق آن بالقياس إلى الغير است يا تحقق آن بالقياس إلى الغير نيست . اگر تحقق آن بالقياس إلى الغير نيست ، قسم أوّل است . و اگر تحقق آن بالقياس إلى الغير است ، قسم دوم است . و اگر عدمى است ، قسم سوم است . و بدان كه در صفات وجودى حقيقى و در وجوب كه از وجوديات اضافيه است ، اختلاف است : نزديك فلاسفه اين صفات عين ذات است ؛ و قول معتزله قريب بدين قول است . زيرا كه معتزله مىگويند : الله تعالى عالم بلا علم بل بالذات ، قادر بلا قدرة بل بالذات ، و همچنين صفات ديگر . و مفهوم از اين كلام آن است كه الله تعالى عالم است نه از جهت قيام صفت علم به دو ، بلكه عالم از جهت ذات خود است . پس علم او تعالى ذات او بود . و نزديك كراميّه اين صفات غير ذات است ؛ يعنى معانى است كه زائد بر ذات الله - تعالى و تقدس - است . و نزديك اهل سنّت و جماعت اين صفات نه عين ذات است و نه غير ذات است . جز وجود كه آن عين ذات است . دليل فلاسفه آن است كه اگر الله تعالى را صفتى زائد بر ذات بود ، آن صفت اگر صفت نقصان باشد ، نفى آن از ذات الله تعالى لازم است . و اگر صفت كمال بود ، الله تعالى ناقص به ذات خود باشد و مستكمل به غير ذات بود ، و اين محال است . و جواب اين دليل آن است كه : صفت كمال اگر ناشى از ذات باشد ، غايت كمال ذات است . چه كمال ذات نيست جز آنكه ذات مقتضى كمالات بود . امّا نقصان وقتى
هامش
( 1 ) . الرحمن / 27 .