عدالت است . و هريكى از اين اخلاق اخلاقثلاثه ، محتوش به دو طرف مذموم است كه آن افراط و تفريط است : شجاعت محتوش به تهوّر و جبن است ؛ و عفّت محتوش به خمود و فجور است ؛ و حكمت محتوش به جربزت و غباوت است .
و مراد از اين حكمت ملكهاى است كه صادر مىشود از آن افعالى كه متوسط ميان جربزت و غباوت است ، نه حكمت عمليه كه مقابل حكمت علميه است . و حكمت عمليه عبارت است از علم به امورى كه وجود آن از افعال ماست « 1 » .
و از تركّب بعض اين اخلاق با بعض اخلاق ديگر ، اخلاق بسيار حاصل است ، چنان كه در كتب علم اخلاق مسطور است . و كسى را خلاف نيست كه تبديل اخلاق به ممارست اضداد آن ممكن است .
بحث چهارم در آنچه شامل « 2 » ادراك و مدرك است
و اين بحث مشتمل شش فصل است
فصل أوّل در بيان ماهيت كيف و انواع آن
بدان كه كيف عرضى را گويند كه به ذات خويش نه مقتضى قسمت بود و نه مقتضى نسبت باشد ، چنان كه در صدر كتاب ذكر كرده شده است .
و مشهور آن است كه انواع كيف چهار است « 3 » :
نوع أوّل كيفيات محسوسه بإحدى الحواسّ است ، چنان كه بياض و حلاوت . و اين
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر از مبحث خلق ر . ك . المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 385 - 387 .
( 2 ) . ش : كالكيف مثلا فإنّ الإدراكات داخلة فيه و كذا المدركات كالسواد و الرائحة و غير ذلك .
( 3 ) . اين بحث به طور مبسوط در كتاب المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 262 - 266 طرح شده است .