مانند عدد زوج و عدد فرد ؛ در اين صورت محمولات بر سبيل تقابل با موضوع علم مساوىاند و بر آن حمل مىشوند . يعنى مثلا زوجيت با مقابل خود كه فرديّت است با موضوع علم حساب كه عدد است مساوى است .
( 201 ) - قسم اول يعنى ذاتيات باب ايساغوجى .
( 202 ) - يعنى مقدّمات بديهى .
( 203 ) - محمول زمانى « مقول بر كل » يا « مقول على الكلّ » است كه بر تكتك افراد موضوع صادق باشد .
( 204 ) - منظور از « جانشينى جنس موضوع » چيزى است كه در حكم جنس است ولى در اصل جنس نيست ؛ زيرا بسيارى از مفاهيم مانند معقولات ثانيه جنس ندارند . ( به پس از اين ، يادداشت شمارهى 260 ، مراجعه كنيد ) .
( 205 ) - منظور ابن سينا در اين پاراگراف اين است كه موضوع علم از دو حال خارج نيست : ( 1 ) يا يكى از جواهر است و ( 2 ) يا يكى از اعراض است .
( 1 ) اگر موضوع علم يك جوهر باشد ، و محمولى براى اين موضوع عرضى ذاتى باشد ، در اين صورت جنس آن محمول براى جنس موضوع عرض ذاتى است .
( 2 ) امّا اگر موضوع علم يك عرض باشد ، محمولى كه براى اين موضوع عرض ذاتى است ضرورت ندارد كه جنس آن براى جنس موضوع عرض ذاتى باشد .
( 206 ) - مثال اخير ابن سينا در اين فقره مربوط به شكل زير است :
اينكه ابن سينا نوشت : « اين خط هرچند يك خط است امّا از نظر معنى و اعتبار دو خط است » ، يعنى :
خط دو اعتبار دارد : ( 1 ) به يك اعتبار دو زاويهى متبادل
? , e , ? h
را كه مساوىاند توليد مىكند و ( 2 ) به اعتبار ديگر دو زاويه متقابل
? e , ? f
را كه مساوىاند به وجود مىآورد .
در شكل فوق زواياى
? e , ? d , ? a h
خارجى و چهار زاويهى ديگر زواياى داخلى ناميده مىشوند .
( 207 ) - منظور از : « جنس فصل وقتى جنس لحاظ نشود » ، اين است كه وقتى جنس فصل براى نوع جنس لحاظ