) dnebareyeF
فيلسوف بزرگ علم معاصر در اين خصوص مىگويد :
« تنها اصلى كه مانع پيشرفت نمىشود اين است كه همه چيز ممكن است . »
. K , luaP ( ) . 91 . P , 8891 , nodnoL , osreV , dohteM tsniagA , dnebareyeF
اين بحث شايستهى هرگونه تأمل است . ( به يادداشت 258 ، پس از اين ، مراجعه كنيد ) .
( 189 ) - منظور از « علم طبيعى كلّى » علمى است كه از اعراض كلّى و عامّ جسم بحث مىكند و آن همان است كه امور عامّهى طبيعيات يا فنّ سماع طبيعى ناميده مىشود .
( 190 ) - ابن سينا در اين پاراگراف مطلبى را بيان مىكند كه خلاصهى آن چنين است :
گاهى در علمى براى اثبات يك مسأله برهانى اقامه مىكنند و در آن به جاى اعراض ذاتى از اعراض غريب استفاده مىكنند ؛ چنين برهانى در اصل به اين علم ، كه برهان مذكور در آن اقامه شده است ، متعلّق نيست بلكه متعلّق به علم ديگرى است ؛ علمى كه آن عرض غريب در آن جزو اعراض ذاتى محسوب مىشود .
برهانى كه در آن از اعراض غريب استفاده شود دو حالت دارد : ( 1 ) يا حد اوسط آن غريب است و ( 2 ) يا حد اكبر آن غريب است ؛ زيرا موضوع قضيهى صغرى در هرحال موضوع علم است و بنابراين در هيچ علمى حد اصغر هيچ برهانى نمىتواند غريب باشد . در حالت اوّل كه حد اوسط ، يعنى : محمول موضوع در مقدمهى صغرى ، غريب است ، بايد اين حد اوسط در علم مربوط به خودش مورد بحث قرار گيرد ، و اين برهان بالذّات به آن علم مربوط خواهد بود و در اين علم بر سبيل عرض خواهد بود . در حالت دوّم كه حدّ اكبر ، يعنى : محمول حد اوسط در مقدمهى كبرى ، غريب است ، در واقع به عقيدهى ابن سينا نمىتوان چنين قياسى را برهان دانست ؛ زيرا در چنين حالتى به عقيدهى او حد اوسط ديگرى وجود داشته است كه حذف شده است . يعنى ، براى اثبات حد اكبر بر حد اوسط - كه در اينجا حد اوسط در مقدمهى كبرى موضوع حد اكبر است - حد اوسط ديگرى لازم است . بنابراين ثبوت حد اكبر بر حد اوسط خودبهخود بيّن و آشكار نيست و نياز به حدّ اوسط ديگرى دارد ، و از اينجاست كه چنين قياسى را نمىتوان « برهان » ناميد .
( 191 ) - يعنى مقدّمات از جهت صادق بودنشان اخذ شده باشند نه از جهت مسلّم يا مشهور بودنشان .
( 192 ) - در اينجا سخن ابن سينا بر سر اين است كه در هر برهانى بايد محمولات مقدّمات آن براى موضوعاتشان ذاتى باشند ، و اين شرط به « برهان لمّ » اختصاص ندارد .
( 193 ) - در اين فقره ، ابن سينا علّت عدم امكان پذيرش عرض غريب به عنوان حد اوسط در يك برهان را بر اساس مفهوم كلمات ارسطو بيان مىكند . مىگويد اگر در كلمات ارسطو خوب دقت شود منظور او به اين شرح به دست مىآيد كه ، اولا در هر برهانى اگر رابطهى حد اكبر را با حد اوسط بسنجيم معلوم مىشود كه حد اكبر يا مساوى حد اوسط است يا از حد اوسط اعم است ، زيرا حد اكبر نمىتواند از حد اوسط اخصّ باشد . براى اينكه در هر برهانى مقصود اصلى اخذ نتيجه ، يعنى : ثبوت الاكبر للاصغر ، است و اين فقط زمانى مقدور است كه حدّ اصغر از مصاديق حدّ اكبر باشد و براى اينكه اين هدف تحصيل شود بايد حدّ اكبر يا از حد اوسط اعمّ باشد يا مساوى آن باشد ، زيرا حد اكبر در كبرى بر حد اوسط ، و حد اوسط در صغرى بر حدّ اصغر حمل مىشود . به عبارت ديگر ، چون حد اكبر در مقدمهى