( 143 ) - مقدمات برهان شامل اصول متعارف و اصول موضوع است . بعضى از مقدمات برهان ، به عنوان اصول موضوع ، وضع مىشود .
( 144 ) - منظور « اوّليّات » است .
( 145 ) - منظور « مجرّبات » و « محسوسات » است .
( 146 ) - منظور « فطريات » است .
( 147 ) - يقين ما به مقدّمات برهان بايد شديدتر از يقين ما به نتيجهى برهان باشد ؛ و به همينسان تكذيب ما به نقيض مقدّمات برهان بايد شديدتر از تكذيب ما به نقيض نتيجهى برهان باشد . در واقع به نظر مىرسد كه به عقيدهى ابن سينا « يقين » امرى مقول به تشكيك است ، حتى در حوزهى يقين منطقى ! « يقين » دو جنبه دارد : ( 1 ) جنبهى مربوط به فاعل شناسايى و ( 2 ) جنبهى مربوط به مدرك و واقعيت . يقين از جنبهى دوّم مستلزم ثبات واقعيّت است و از اين جنبه نمىتواند امرى مقول به تشكيك باشد . امّا از جنبهى اوّل ، چون « يقين » وصف فاعل شناسايى است صددرصد مقول به تشكيك است .
( 148 ) - ارسطو ، انولوطيقا الاواخر ، مقالهى اول ، فصل 10 ، 76 ب ، 27 - 31 .
( 149 ) - مقدّمهى واحدى به دو اعتبار مىتواند اصل موضوع و مصادره باشد : به اعتبار اينكه بعدا اثبات خواهد شد ، اصل موضوع و به اعتبار اينكه متعلّم ظنّى بر وفاق آن ندارد مصادره باشد .
( 150 ) - اين اصل همان اصل موضوع پنجم اقليدس در كتاب اصول
stnemelE
است . اصل موضوع پنجم كه اقليدس آن را در كتاب هندسى خود آورده است مىگويد :
« 5 - اگر خط راستى دو خط راست ديگر را قطع كند ، چنانكه مجموع دو زاويه كه در يك طرف آن تشكيل مىشوند از دو قائمه كمتر باشد چون آن دو خط راست را به اندازهى كافى امتداد دهيم در همان طرفى كه آن دو زاويه هستند تقاطع مىكنند . » ( استيفن باركر ، فلسفه رياضى ، صفحهى 41 . )
در كتابهاى ابتدايى هندسه معمولا اصل موضوع پنجم اقليدس را به اين صورت مىآورند كه : « از يك نقطهى خارج خطّى يك خط ، و فقط يك خط ، مىتوان به موازات آن كشيد . » امّا بايد توجه داشت كه اين