( 1 ) - البته روشن است كه منطق با علم غير اكتسابى سروكار ندارد و صرفا در مورد علم اكتسابى و روش صحيح دريافت آن بحث مىكند .
( 2 ) - اصطلاح « قياس » در اينجا شامل قياسهاى موجود در « تمثيل » و « استقراء » هم مىشود .
( 3 ) - منظور از « حدّ » در اينجا معنى عامّ آن است كه شامل حدّ و رسم مىشود ، زيرا برخى از تصوّرات فقط از راه رسم حاصل مىشوند .
( 4 ) - ر ك : ارسطو ، جدل ، كتاب اول فصل پنجم .
( 5 )
( 5 ) - هدف اصلى از كتاب « برهان » همان هدف اصلى از خود منطق است ؛ منطق روش انديشهى صحيح را مىآموزد و اين هدف تنها در « كتاب برهان » تأمين مىشود و ساير مباحث منطقى در واقع به منزلهى مقدمات بحث « برهان » است . هدف از تدوين كتاب برهان بيان كيفيت انديشيدن دربارهى تصوّرات و تصديقات است بهگونهاى كه بتوانيم تصوّر و تصديق تام و تمامى دربارهى امور واقع به دست آوريم .
بنابراين ما در كتاب « برهان » دو هدف را دنبال مىكنيم : 1 - به دست آوردن نحوهى كسب حدّ تام و كامل و 2 - به دست آوردن نحوهى كسب نتايج يقينى از قياسات ؛ به عبارت ديگر در « كتاب برهان » دربارهى دو مطلب اساسى بحث مىشود : تصوّرات تام و تصديقات يقينى ، كه اوّلى بحث « حدّ » و دوّمى بحث « برهان » را تشكيل مىدهد . پس مناسب است ، چنانچه بعضى از منطقدانان كردهاند ، اسم اين كتاب را « كتاب حدّ و برهان » بگذاريم ؛ امّا از آنجا كه تصوّرات از مبادى تصديقات هستند و تصديق بلا تصوّر محال است ، و از سوى ديگر رسيدن به تصديق يقينى مستلزم اين است كه ابتدا به تصوّر تام و كامل نايل شويم ، لذا تسميهى اين كتاب به « كتاب برهان » بىوجه نيست ، هرچند در حقيقت آن ، « كتاب برهان و حدّ » است .
( 6 ) - در اينجا مقصود از « بسايط » مباحث مربوط به ايساغوجى ، مقولات و كليّات خمس است ؛ كه چون ديگر بحثهاى منطق بر آنها مبتنى هستند ، بنابراين اين بحثها بايد قبل از هر بحث ديگرى انجام شوند .
( 7 ) - مقصود از قياسات خاصّ ، انواع قياسات مورد استعمال در صناعات خمس است ، كه اين قياسات بايد بعد از بحث مطلق قياس - كه از خصايص مشترك قياسها بحث مىكند - مورد بحث واقع شوند .
( 8 ) - مقصود خطابه ، شعر و جدل است .
( 9 ) - مقصود « مغالطه » است .
( 10 ) - مقصود فن « خطابه » است ، و منظور از آنچه كه تخيّل مىكنند ، « شعر » است .
( 11 ) - مقصود از اين پاراگراف اين است كه رابطهى جدل با برهان از لحاظ موادّ و نسبت بين موادّ ، از نظر عامّ و خاص بودن ، شبيه رابطهى قياس مطلق با قياس برهانى است ؛ و همانطور كه در بحث قياس ، بحث قياس مطلق را - كه از قياس برهانى عامّ بود - بر بحث قياس برهانى مقدّم داشتيم ، به همين دليل مىتوان بحث جدل را بر بحث برهان مقدّم داشت .
( 12 ) - منظور نسبت عام و خاص است ؛ كه در يادداشت شمارهى ( 11 ) مورد بحث قرار داديم .
( 13 ) - هدف از اين فصل تعيين مرتبهى « كتاب برهان » در بين ساير كتابهاى صناعتهاى پنجگانه است .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 510
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥١٠