فصل ششم در حكايت آنچه در تعليم اول دربارهى تناهى اجزاء قياسات و حدود اوساط موجبه و سالبه گفته شده است . 427
( 500 ) به نقل از تعليم اول مىگوييم : در تعليم اول گفته شده است كه معلوم شد محمولات بالذات و موضوعات بالذات وجود دارند . فرض مىكنيم « ج » موضوع بالذات باشد و شأنيت محمول واقع شدن ، مگر به صورت بالعرض ، را نداشته باشد ؛ و فرض مىكنيم كه « ه » بدون واسطه بر « ج » حمل شود و « ز » بر « ه » و « ب » بر « ز » حمل شوند . آيا اين محمولات موضوع اوّل محدود ، بىنهايت هستند و دائما هر محمولى محمولى بدون واسطه مىتواند داشته باشد و اين امر حد يقف دارد يا نه ؟
( 501 ) ثم ليكن ب شيئا ليس من شأنه أن يحمل عليه شىء آخر بالذات ، لكنه محمول على ط بلاوسط ، ط على ج كذلك ، ج على د كذلك ، أفترى أن هذا النزول فى الموضوعات من محمول أول محدود ، يتمادى بلا نهاية و يؤخذ دائما موضوع لموضوع بلا واسطة و لا يقف ، أو يقف ؟
( 501 ) سپس فرض مىكنيم كه « ب » چيزى باشد كه ذاتا شأنيت اين را نداشته باشد كه چيز ديگرى به آن حمل شود ، لكن ، خود ، بر « ط » بدون واسطه حمل شود ؛ و « ط » بر « ج » بدون واسطه حمل شود و « ج » بر « د » 428 بدون واسطه حمل شود . آيا اين نزول در موضوعات از محمول محدود اوّل ، بىنهايت است و دائما موضوعى براى موضوعى بدون واسطه وجود دارد و اين امر حد يقف دارد يا نه ؟ 429
( 502 ) و الفرق بين البحثين أنا ابتدأنا فى الأول منهما من الموضوع المحدود و أخذنا نصعد فى المحمولات . و ابتدأنا فى الثانى منهما من المحمول المحدود و أخذنا ننزل فى الموضوعات .
( 502 ) فرق بين اين دو بحث اين است كه ما ابتدا از موضوع محدودى شروع كرديم و در محمولات بالا رفتيم و در دوّمى از محمول محدودى شروع كرديم و در موضوعات پايين