إلى انقباض و انبساط بالمحاكاة لأمور جميلة أو قبيحة .
فصل اوّل در دلالت بر هدف از اين فنّ
( 1 ) از آنجا كه علم حاصل از اكتساب فكرى ، نيز علم حاصل از غير اكتساب فكرى ، 1 بر دو قسم است : تصديق و تصوّر ؛ و تصديقات اكتسابى توسط قياس 2 و تصوّرات اكتسابى توسط حدّ 3 حاصل مىشوند . و همانطور كه تصديق داراى مراتبى است ، به اين ترتيب كه برخى از تصديقات يقينى است و همراه اعتقاد به محتواى آن اعتقاد ديگرى - خواه بالفعل ، خواه با قوهى قريب به فعل - وجود دارد مبنى بر اينكه محتواى تصديق نمىتواند غير از آنچه كه هست باشد ، هرگاه زوال اعتقاد بر محتواى آن امكان نداشته باشد ؛ و برخى از تصديقات شبه يقينى است : و اين نوع تصديق يا به اين صورت است كه در آن فقط اعتقاد واحدى وجود داشته باشد و اعتقاد ديگرى ، خواه بالفعل و خواه با قوهى قريب به فعل ، همراه آن موجود نباشد ، بلكه اعتقاد بر محتواى تصديق به نحوى باشد كه اگر در صحّت آن تشكيك شود تصديق استحكام خود را از دست بدهد ، و يا به اين صورت است كه هرچند چنين تصديقى مورد اعتقاد است ، با اين حال اين اعتقاد جائز الزوال باشد ، با اينكه فعلا پابرجاست و امكان نقيض آن فعلا مورد اعتقاد نيست ؛ و برخى از تصديقات اقناعى و ظنّى است ، بدين نحو كه همراه اعتقاد بر محتواى تصديق ، اعتقاد ديگرى - خواه بالفعل ، خواه با قوهء قريب به فعل - مبنى بر اينكه نقيض اعتقاد اوّل امكان دارد ، موجود است و اگر بر امكان نقيض اعتقادى نباشد در واقع به خاطر غفلتى است كه بر ذهن عارض شده است ؛ و در هر حال اصل اعتقاد بر تصديق مورد ظنّ است . به همين ترتيب قياسات هم داراى مراتب است . برخى از قياسات توليد يقين مىكند و آن قياس برهانى است . و برخى از آنها توليد شبه يقين مىكند و آن قياس جدلى و يا قياس مغالطى است . و برخى از آنها توليد ظنّ غالب مىكند و آن قياس خطابى است . امّا قياس شعرى توليد تصديق نمىكند ، بلكه توليد تخيّلى مىكند كه موجب انبساط و انقباض نفس در قبال امور زيبا و زشت مىگردد .
( 2 ) و أيضا كما أن التصور المكتسب على مراتب : فمنه تصور للشىء بالمعانى العرضية التى يخصه مجموعها ؛ أو على وجه يعمه و غيره . و منه تصور للشىء بالمعانى