تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
يحتاج أن يكون مع المعية مقوما ، و الآخر مع المعية غير مقوم . فيكون المحمول فى الكبرى - لأنه ذاتى - مقوما للأوسط . و لأن الأوسط فى البرهان علة للأكبر عنده مطلقا ، فهو متقوم بالأوسط . و أيهما كان غير مقوم فهو لازم لزوما كليا . و ما هو لازم لزوما كليا فهو ذاتى : فهو مرة أخرى مقوّم . ( 187 ) من بعضى از منتسبين به معرفت را مىشناسم كه كلمات اين فرد را مطابق طبع خويش يافته و براساس آن در منطق تأويلاتى كرده است ، و اين سخنان را پذيرفته و در نتيجه پيروى از اين روش او را ملزم ساخته است كه چنين بگويد كه : هر محمول ضرورى غير مفارق ، در واقع مقوّم است و معنى ندارد عرض خاص به نحوى باشد كه همه‌ى افراد يك نوع را در همه‌ى ازمنه شامل شود ، و عرض خاص از چيزهايى است كه انفكاك آن [ از موضوع ] امتناعى ندارد . و اين‌كه تساوى زواياى مجاور قاعده در مثلث متساوى الساقين ، فصل [ مثلث متساوى الساقين ] است ، نه عرض خاص [ آن ] و اين‌كه تساوى زواياى هر مثلث با دو قائمه فصل [ مثلث ] است ، نه عرض خاص [ آن ] ، و اين امور از مقوّمات موضوعات خود هستند . با اين وصف [ اين فرد ] حد اوسط را علت موجبه‌ى حد اكبر قرار مىدهد ، تا از اين طريق برهان ، برهان واقعى باشد ، و بر اين نكته اعتراف مىكند كه در اغلب اوقات [ حدّ اكبر و حد اوسط ] مىتوانند مساوى هم باشند و باز اعتراف مىكند كه هر مقوّمى علت است و معلول هرگز مقوّم نيست ؛ پس در اين حال حد اكبر كه معلول [ حد اوسط ] است مقوم [ حد اوسط ] نيست ، بلكه لازم [ حد اوسط ] است ، در حالىكه وى حد اكبر را محمول ذاتى به معناى مقوّم فرض كرده بود . از طرف ديگر وى اين را كه امر لازم ، غير مقوّم باشد نمىپذيرد و در اين حال ، مقدمه ذاتى خواهد بود و محمول آن‌ها ذاتى به معناى مقوّم نخواهد بود ، اين فرد اعتراف مىكند كه چه‌بسا معلول لازم علت خود باشد به نحوى كه هرگز از آن انفكاك نپذيرد . اين شخص علىرغم اين سخن خود ، اعتراف دارد كه مثلا تساوى زواياى مثلث با دو قائمه اگر مقوّم مثلث باشد ، در اين صورت مثلث مقوم آن [ تساوى زوايا با دو قائمه ] نخواهد بود : زيرا آنچه مقوّم است در واقع علت است و چيزى نمىتواند علت و معلول چيزى واحد باشد و مگر بر سبيل عرض : زيرا هر مقوّمى ، متقدم است و آنچه متقدم است نمىتواند از چيزى كه از آن متقدم است متأخر باشد . و اين شخص اعتراف مىكند كه چنين نيست كه هرآنچه با چيزى معيت دارد ، علت آن باشد ، بلكه علاوه بر داشتن معيت بايد مقوّم آن نيز باشد ، و آن ديگرى علاوه بر معيت داشتن ، غير مقوّم اولى باشد . پس محمول كبرى - چون ذاتى است - مقوم اوسط است . و چون اوسط در برهان به عقيده‌ى اين شخص همواره علت اكبر است ، پس اكبر با اوسط قوام دارد . و هركدام از اين دو غير مقوم باشد ،
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 150 | أبو علي سينا / قوام صفرى