گفته : [ در « تفسير حسينى » مىآرد از مرتضى كرّم اللَّه وجهه و فاروق رضى اللَّه تعالى عنه منقولست كه مراد ازين قوم ده قبيلهاند كه فاجرترين قبائل قريش بودند ، يعنى بنى مغيره و بنى اميّه كه نعمت حق تغيير كردند ] .
و نيز در « تفسير شاهى » مسطور است : [ و در « تفسير حسينى » آورده :
ثعلبى از ابن عبّاس رضى اللَّه تعالى عنهما نقل مىكند كه مرتضى على كرّم اللَّه تعالى وجهه فتنها را مىشناخت از
« حم - عسق »
] .
و نيز در « تفسير شاهى » مذكور است : [ در « تفسير حسينى » مىگويد : از حسين بن على بن أبي طالب رضى اللَّه تعالى عنهما نقل مىكند : كافران را دو تمناى عجبست : يكى در دنيا كه مىگويد نعيم بهشت مرا خواهد بود و يكى در عقبى كه خواهد گفت :
يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً
، و هيچكدام ازين دو متمنّى وجود نخواهد گرفت ] .
و نيز در « تفسير شاهى » در تفسير آيهء
« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ »
مسطورست : [ و در « تفسير حسينى » آورده كه مرتضى على كرّم اللَّه تعالى وجهه فرموده كه اميدوارترين آيتى كه خداى تعالى بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرستاد آن اين ست ، زيرا كه خبر داد كه بسبب بعضى گناه مصيبت مىرسانم و از بسيارى عفو مىكنم و وى از آن كريمترست كه گناهى كه يك بار عفو كرد ديگر بار عقوبت كند بر آن در عقبى ] انتهى .
و علاوه برين خود شاه صاحب در همين كتاب « تحفه » ، « تفسير حسينى » را در جملهء كتب مذهب خود ذكر نموده و روايت آن را قابل تسليم و تأويل ظاهر نموده ، چنانچه در جواب طعن يازدهم از مطاعن أبو بكر گفته : [ تفصيل اين مقدّمه آنكه روايات اهل سنّت در اين قصّه مختلفاند ، أكثر روايات به اين مضمون آمدهاند كه أبو بكر ( رض ) را براى امارت حجّ منصوب كرده روانه كرده بودند نه براى رسانيدن برائت ، و حضرت أمير را بعد از روانه شدن أبو بكر ( رض ) چون سورهء برائت نازل شد و نقض عهد مشركان در آن سوره فرود آمد از عقب فرستادند تا تبليغ اين أحكام تازه نمايد .
پس در اين صورت عزل أبو بكر ( رض ) أصلا واقع نشد بلكه اين هر دو كس براى دو أمر