داشته باشد نسخى در آن نيست .
مسألهء پنجم : بعضى گفتهاند : سورههاى قرآن از لحاظ ناسخ و منسوخ اقسامى دارد :
يك قسم نه ناسخ دارد و نه منسوخ ، و آن چهل و سه سوره است : سورة الفاتحه ، و يوسف ، و يس ، و الحجرات ، و الرحمن ، و الحديد ، و الصف ، و الجمعة ، و التحريم ، و الملك ، و الحاقه ، و نوح ، و الجن ، و مرسلات ، و عمّ ، و النازعات ، و الانفطار ، و سه سوره بعد از آن ، و الفجر و سورههاى پس از آن تا آخر قرآن ، مگر التين ، و العصر ، و الكافرون .
و قسم ديگر ناسخ و منسوخ هر دو در آنها هست كه بيست و پنج سوره است :
البقرة ، و سه سورهء پس از آن ، و الحج ، و النور ، و سورهء پس از آن ، و الاحزاب ، و سبأ ، و المؤمن ، و الشورى ، و الذاريات ، و الطور ، و الواقعه ، و المجادله ، و المزّمل ، و المدثر ، و التكوير ، و العصر .
و قسم سوم فقط ناسخ در آنها هست ، و آن شش سوره است : الفتح ، و الحشر ، و المنافقون ، و التّغابن ، و الطّلاق ، و الاعلى .
و قسمى ديگر تنها منسوخ در آنها هست ، و آن چهل سورهء باقيمانده است .
چنين گفته ، ولى در گفتهء او نظر است كه از مطالب آينده معلوم خواهد شد .
مسألهء ششم : مكى گفته : ناسخ بر چند گونه است :
1 - واجبى واجب ديگر را نسخ كند ، كه عمل به اولى جايز نيست ، مانند نسخ زندان كردن زنان زنا كار به حدّ .
2 - واجبى واجب ديگر را نسخ نمايد ، عمل به اوّلى نيز جايز باشد ، مانند آيهء مصابره .
3 - واجبى مستحبى را نسخ كند ، مانند مقاتله با دشمنان اسلام كه مستحب بود و بعد واجب شد .
4 - مستحبى واجبى را نسخ نمايد ، مانند نماز شب كه به قرائت قرآن نسخ گرديد ، خداوند فرموده :
( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ )
« 1 » .
هامش
( 1 ) . مزمل ، 20 ، اولا : اگر صحت اين خبر و امثال آن را بپذيريم لازمهاش آن است كه وقوع تحريف و يا