تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
آمد پس آن نشانهء أجل تو است ، پس تسبيح و حمد پروردگارت را بجاى آور و استغفار كن كه او توّاب است . پس عمر گفت : جز آنچه تو مىگويى از آن نمىشناسم . و نيز از طريق ابن مليكه از ابن عبّاس آورده كه گفت : روزى عمر بن الخطّاب به أصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم گفت : اين آيه را دربارهء چه كسى مىبينيد نازل شده :
( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ )
« 1 » ؟ گفتند : خدا بهتر مىداند ، عمر خشمگين شد و گفت : بگوييد مىدانم يا نمىدانم ، پس ابن عبّاس گفت : در دلم راجع به آن چيزى هست ، پس عمر گفت : اى برادرزاده بگو و خودت را كوچك مگير ، ابن عبّاس گفت : براى عملى مثل زده شده ، عمر گفت : چه عملى ؟ ابن عباس گفت : براى مردى كه به طاعت خداوند عمل مىكند ، سپس شيطان براى او برانگيخته مىشود ، و او معاصى را انجام مىدهد تا آنجا كه أعمال نيك خودش را غرق مىسازد . و ابو نعيم از محمد بن كعب قرظى از ابن عباس آورده كه : عمر بن الخطاب با جمعى از مهاجرين أصحاب مىنشست ، پس يكى از شبها دربارهء شب قدر سخن گفتند ، و هر كدام آنچه در اين باره مىدانست بازگو كرد ، پس عمر گفت : اى ابن عباس چرا لب فروبسته و سخن نمىگويى ! بگو و جوانى تو را از گفتن بازندارد ، ابن عباس گفت : آنگاه گفتم : يا امير المؤمنين خداوند فرد است و فرد را دوست مىدارد ، پس روزهاى دنيا را بر هفت عدد قرار داد ، و انسان از هفت آفريد ، و روزيهايمان را از هفت خلق كرد ، و هفت آسمان بالاى سرمان ايجاد فرمود ، و زير پايمان هفت زمين بيافريد ، و از مثانى هفت عدد عطا كرد ، و در كتاب خود از نكاح نزديكان از هفت گروه منع فرمود ، و ارث را در كتاب خود بر هفت گونه تقسيم آورد ، و در سجده بر هفت موضع از بدنمان قرار مىگيريم ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم هفت دور كعبه را طواف كرد ، و بين صفا و مروه هفت سعى انجام داد ، و به هفت ريگ جمره‌ها را رمى فرمود ؛ پس آن شب را در هفتهء آخر ماه رمضان مىبينم . پس عمر تعجب كرد و گفت : هيچ‌كس در اين باره با من موافق نشد مگر اين نوجوانى كه هنوز به رشد بدنى كامل خود نرسيده ، سپس گفت : كداميك از شما در اين مورد همچون ابن عباس حقّ مطلب را به من ادا مىكند ! .
هامش
( 1 ) بقرة ، 266
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 592 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم