تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
بىكرانه‌اى است . وى گويد : پس اين علوم - كه همچون ابزارى براى مفسر مىباشند - تحصيلشان براى تفسير گوى لازم است ، و جز با فراگيرى آنها مفسر نتواند بود ، و هركس بدون شناختن آنها تفسير كند تفسير به رأى كرده كه از آن نهى شده است ، و هرگاه با حصول آنها تفسير نمايد مفسر به رأى منهى عنه نخواهد بود . وى افزوده : صحابه و تابعين به طور طبيعى علوم عربى را داشته‌اند نه با اكتساب و تحصيل ، و ساير علوم را از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم فرا گرفتند . مىگويم : و شايد كه در مورد علم موهبت اشكال كنى و بگويى : اين در قدرت انسان نيست ، ولى چنين اشكالى درست نيست ، و راه تحصيل آن انجام دادن وسايلى است كه موجب آن مىشود يعنى : عمل و زهد . و در البرهان آمده : بدانكه اگر در دل كسى بدعت يا تكبر يا هوس يا محبت به دنيا باشد ، با نظر در قرآن معانى وحى را نمىفهمد و أسرار آن برايش آشكار نمىگردد ، و نيز اگر اصرار بر گناهى داشته باشد ، يا ايمان او متحقق نباشد يا ضعيف التحقيق است ، يا بر گفته مفسّرى اعتماد كند كه علم ندارد ، يا به تعقل خودش رجوع مىكند ، اينها تمام حجابها و موانعى است كه بعضى از بعض ديگر قويترند . مىگويم : و در اين معنى است فرمودهء خداى تعالى :
( سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
- آنان را كه به ناحق در زمين دعوى بزرگى كنند از آياتم روى گردان و معرض سازم « 1 » . سفيان بن عيينه گفته : يعنى : فهم قرآن را از آنها سلب مىنمايم . اين را ابن أبى حاتم آورده . و ابن جرير و ديگران از طرق متعددى از ابن عبّاس آورده‌اند كه گفت : تفسير بر چهار وجه است : يك وجه را عرب از كلام خود مىشناسد ، و يك وجه تفسير احدى در ندانستنش معذور نيست ، و تفسيرى را علما مىدانند ، و تفسيرى را جز خداوند كسى نمىداند . سپس اين خبر را بسند ضعيفى چنين روايت كرده : « قرآن بر چهار حرف نازل
هامش
( 1 ) اعراف ، 146