ولى سخن را جز با ذوق نمىتوان درك كرد ، و هركس كه به نحو و لغت و فقه اشتغال يافت از اهل ذوق بشمار نمىآيد و شايستگى نقد و اظهار نظر دربارهء كلام را ندارد ، بلكه أهل ذوق كسانى هستند كه به علم بيان پرداخته ، و خود را با كاوش در نامهها و خطبهها و نوشتهها و أشعار رياضت داده ، و بدين ترتيب تمرين و ملكهء تامّى براى آنها حاصل گرديده باشد ؛ پس شايسته است كه در شناخت سخن و برترى دادن قسمتى از آن بر قسمت ديگر به چنين افرادى رجوع شود .
و زمخشرى گفته : حقّش آن است كه تفسيركنندهء كتاب حيرتانگيز خداوند و كلام اعجازآميز او ، باقى بودن نظم را به همان زيبايى و بلاغت را با همان كمال منظور دارد ، و آنچه تحدّى با آن واقع شده از قدح و خدشه سالم بدارد .
و ديگرى گفته : شناخت اين صناعت با ويژگيها و اوضاع آن مهمترين ركن تفسير و دست يافتن بر عجايب سخن خداى تعالى است ، و پايهء فصاحت و واسطهء پيوند بلاغت مىباشد .
هشتم : علم قراءات ، زيرا كه چگونگى نطق كردن به قرآن با آن شناخته مىشود ، و با قراءات بعضى از وجوه بر بعض ديگر ترجيح داده مىگردد .
نهم : اصول دين ، به خاطر آياتى كه در قرآن آمده كه ظاهر آنها بر امورى دلالت مىكند كه بر خداى تعالى جايز نيست ، پس أصولى آنها را تأويل مىنمايد ، و بر آنچه محال و يا واجب و يا جايز است استدلال مىكند .
دهم : أصول فقه ، كه با آن جهت استدلال بر أحكام و استنباط آنها شناخته مىشود .
يازدهم : أسباب نزول و قصهها ، چون با سبب نزول معنى آيهاى كه در آن مورد فرودآمده شناخته مىشود .
دوازدهم : ناسخ و منسوخ تا محكم را از غير آن بازشناسد .
سيزدهم : فقه .
چهاردهم : أحاديثى كه مجمل و مبهم را بيان مىكنند .
پانزدهم : علم موهبت ، و آن علمى است كه خداى تعالى به كسى كه به آنچه دانست عمل كند به ارث مىسپارد ، و اشاره به همين است حديث : « هركس به آنچه مىداند عمل كند خداوند علم آنچه را نمىداند به او خواهد سپرد » .
ابن أبى الدنيا گفته : و علوم قرآن و آنچه از آن استنباط مىشود درياى
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 572
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٥٧٢