تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
كه از آن شده . و ابن الانبارى در مورد حديث اوّل گفته : بعضى از اهل علم آن را حمل كرده‌اند بر اينكه منظور از رأى هواى نفس است ، پس هر كه در قرآن موافق هواى نفسش سخن بگويد و آن را از پيشوايان سلف نگرفته باشد و به حق هم برسد خطا كرده است ، زيرا كه بر قرآن به چيزى كه اصلش را نمىداند حكم نموده ، و بر نظر أهل أثر در آن باره آگاه نيست . و دربارهء حديث دوم گفته : دو معنى دارد : يكى اينكه كسى در مورد مشكل قرآن چيزهايى كه از نظرهاى گذشتگان از صحابه و تابعين نمىشناسد بگويد ، چنين كسى در معرض خشم خداى تعالى است ، و معنى ديگر - كه صحيح‌تر است - اينكه كسى دربارهء قرآن سخنى بگويد كه مىداند حق غير از آن است ، پس او بايد كه جايگاهش را در جهنم بداند . و يغوى و كواشى و ديگران گفته‌اند : تأويل گردانيدن آيه به معنايى است كه با قبل و بعد آن موافق باشد و آيه آن را بپذيرد ، و مخالف كتاب و سنّت نباشد ، اين كار اگر از طريق استنباط انجام گيرد بر عالمان به تفسير حرام نيست ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا
- بسيج شويد سبك و سنگين « 1 » كه بعضى گفته‌اند : يعنى جوان و پير ، و بقولى : يعنى غنى و فقير ، و بقولى : عزب و متأهل ، و بقولى : با نشاط و بدون نشاط ، و بقولى : سالم و بيمار ، كه همهء اينها جايز و آيه آنها را مىپذيرد . و امّا تأويلى كه مخالف آيه و شرع باشد حرام است ، زيرا كه آن تأويل جاهلان است ، چنان كه رافضيان فرمودهء خداى تعالى :
( مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
- دو درياى شور و گوارا را بهم درآميخت « 2 » را تأويل كرده‌اند كه اين دو دريا على و فاطمه [ عليهما السلام ] مىباشد ،
( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
- از آن دو لؤلؤ و مرجان بيرون مىآيد « 3 » يعنى حسن و حسين [ عليهما السلام ] .
هامش
( 1 ) توبه ، 41 ( 2 ) الرحمن ، 19 . ( 3 ) الرحمن ، 22 ، مترجم گويد : مؤلف كتاب - جلال الدين سيوطى - خود در تفسير الدّرّ المنشور ( ج 6 ص 142 و 143 ) از ابن مردويه از ابن عبّاس و أنس بن مالك تأويل فوق را روايت كرده ، و نيز حاكم حسكانى - از علماى حنفى قرن پنجم - در كتاب شواهد التنزيل ( ص 208 ) روايت متعددى از ابن عباس بن مالك