و ( تقية ) به ياء ، و ( لأهب ) به ألف ، ( يقض بالحق ) بدون ياء ، ( ءاتونى زبر الحديد ) فقط با يك ألف ، ( نسج المؤمنين ) با يك نون نوشته مىشود .
و ( الصراط ) هرجا واقع شود ، و ( بصطة ) در سورة الأعراف ، و ( المصيطرون ) و ( المصيطر ) فقط با صاد نوشته مىشود .
و گاهى كلمهاى به گونهاى نوشته مىشود كه براى دو قرائت صلاحيت دارد ؛ مانند ( فكهون ) و مطابق قرائت خودش حذف در آن واقع شده ، چون جمع سالم است .
آنچه موافق قرائت شاذى نوشته شده :
از جمله : ( انّ البقر تشبه علينا ) ، ( او كلّما عهدوا ) ، و امّا ( ما بقى من الربو ) به ضم باء و سكون واو خوانده شده است ، ( فلقتلوكم ) ، ( إنّما طئركم ) ، ( طئره في عنقه ) ، ( تسقط ) ، ( سمرا ) ، ( و فصله في عامين ) ، ( عليهم ثياب من سندس ) ، ( ختمه مسك ) ، ( فادخلى في عبدى ) .
شاخهاى از همين بحث :
و امّا قرائتهاى مختلفى كه مشهور است و با زيادتى كه با نوشتهشده موافقت ندارد مىباشد ، مانند : اوصى ، و وصى ، و تجرى تحتها ، و من تحتها ، و سيقولون اللّه ، و للّه ، و ما عملت أيديهم ، و ما عملته ؛ كه همانطورىكه قرائت مىشوند نگاشتهاند ، و تمام اينها در مصحفهاى امام ديده شده است .
فايده :
فواتح سور بر همان ترتيب حروفشان بنگارش مىآيند نه مطابق تلفظ و اداء آنها ، به جهت اكتفا به شهرت نحوهء قرائت آنها ، و ( حم عسق ) را به صورت جدا از هم نوشتهاند بر خلاف : ( المص ) و ( كهيعص ) تا با سورههايى كه با ( حم ) شروع مىشود هماهنگ و يكسان باشد .